تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
يكجاى معين هستند و چون در پايان آن را ماه نو خوانده بايد در آغاز بدر باشد كه برابر آنست . دوم : بايد لفظ « قمر » به معناى بدر باشد چنانچه مفهوم روشن آنست خصوص با ملاحظهء اينكه در دو طرفش لفظ شمس آمده و اظهر من الشمس است كه اين ترتيب از شروع است تا برگشت به صورت ماه نو نه برعكس . سوم : مشبّه به را قديم وصف كرده و اين دليل است كه آن روشنترين وجه شباهت اعتبار شده كه آن را نام برده و وجوه ديگر پيرو آنند مانند اينكه چون بدر تابانست يا شير خشمناك كه تابنده‌گى و خشم وجه شباهتند نه اوصاف ديگر و خلاصه مقصود اينست كه ماه چون شاخه خرماى قديم است در منزل مخصوصى پس از آنكه در همان جا بدر كامل بوده و از اين جهت قديم است و اين بدنبال شش دوره منظم صورت پذير است كه شش ماه مىشود و گذشت شش ماه را قديم شمرده است و مطلوب همين است . اگر گويند شش دوره خود ماه از شش ماه كمتر است . گوئيم : در عرف أهل حساب زائد بر نصف را تمام بگيرند ، و نقصان در اينجا كمتر از نصف است و منظور همان شش ماه تمام مىشود و بسا مؤيد اين توجيه است خبر على بن ابراهيم كه قديم را وصف خود ماه آورده نه وصف عرجون و فرمود كه : « ناميد آن را » يعنى ماه را قديم « و بر ميگردد چنين » گويم : اين توجيه لطيفى است و نكات بلندى دارد ، ولى بسيار دور از فهم است ، و خدا حقائق كلام خود را داند و كسانى كه مخصوص مزيد فضل اويند . 5 - بدان كه علماى شيعه اتفاق دارند بر اينكه ولادت پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله ما در ماه ربيع الاوّل است در 17 چنانچه مشهور است يا 12 چنانچه كلينى - ره - گفته و مشهور ميان مخالفين است ، و كلينى و ديگران گفته‌اند آغاز حمل او در ايّام تشريق بوده ( 11 - 13 ذيحجه ) و لازم آيد كه دوران حمل آن حضرت 3 ماه باشد