تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
المولود 312 سال تمام است و با حساب طرح هفت باقيمانده 4 يا 5 روز است پس بايد غره ربيع المولود 4 يا 5 روز پيش از جمعه باشد كه روز دو شنبه يا يك شنبه مىشود و دومى مخالف اجماع است و اولى مطلوب ما را ثابت مىكند . سوم : غره محرّم سال هجرت نزد علماء هيئت و حساب روز پنجشنبه ضبط شده و رؤيت هلال روز جمعه بوده چنانچه در تحفه و زيج جديد است ، و همچنان غره رجب سال بعثت دوشنبه بوده ، چون شيخ در مصباح گفته : بعثت در روز شنبه است و ناچار چون شنبه 27 است دوشنبه غره ماه است و مخالفى هم در دست نيست و از اين دو تاريخ هم دو دليل ديگر براى اثبات مطلوب بدست مىآيد . 4 - يكى از افاضل - ره - گفته : غره ربيع الاوّل كنونى ما كه سال 1088 هجريست بىترديد سه شنبه است و اكنون از غره ربيع مولد پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله 1140 سال است و به حساب مقرّر نزد أهل خبره كه در هر 210 سال ايام هفته و ماه‌هاى عربى به وضع سابق برميگردند و از سر گرفته ميشوند و در 1050 سال پنج دوره بر ميگردد و باقى مانده 90 سال است كه 33 سالش كبيسه دارد و با طرح هفت هفت از آنها 5 ميمانده و از جز آنها 4 و اين بقايا روى هم 393 روز ميشوند و باز با طرح هفت هفت يكى ميماند ، و معلوم مىشود كه غره ربيع ولادت يك روز پيش از غره ربيع الاوّل سال ما است و چون اين سه شنبه است آن دوشنبه مىشود و مطلوب ما ثابت ميگردد . سپس - ره - گفته است اگر گويند شيخ در مصباح روايتى آورده كه روز ولادت را 17 بيان كرده گوئيم چون با اين دلائل حسابى مخالف است كه ترديد ندارند و بعلاوه با آنچه در خود مصباح آورده كه مبعث روز شنبه بوده معارض است زيرا نميشود ولادت 17 باشد و مبعث شنبه 27 رجب بايد اين بيان را از كلام امام ندانست بلكه راوى براى توضيح آن را افزوده بر حسب عقيده خودش و مانند آن در روايات ناياب نيست . و با اين روش حسابى ميتوان بسيارى از اختلافات تاريخى را حل كرد .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 308 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى