دانستهاند و كسر را تمام حساب كردند و آن 28 منزل را با ستارههاى نزديك بدان نشانهگذارى نمودهاند كه نام آنها گذشت و در زبان فارسى آن را چنين نظم كردهاند به ترتيب .
أسماء منازل قمر نزد عرب * شرطين و بطين است و ثريا دبران
هقعه هنعه ، ذراع و نثره پس طرف * جبهه زبره صرفه و عواء پس از آن
پس سماك و غفر و زبانا إكليل * قلب و شوله نعائم و بلده بدان
سعد ذابح سعد بلع سعد سعود * باشد پس سعد اخبيه چارمشان
از فرع مقدم بمؤخّر چه رسيد * آنگه به رشاء شد كه باشد پايان
و براى تفاوت اين دو دوره چون قمر در ماهى در منزل خاصى بدر باشد در ماه آينده در آن منزل هنوز بدر نشده و كمى دارد و در هر دوره آينده اين كمى بيش شود تا پس از 6 دوره در آن منزل ماه نو گردد و برعكس پس از شش دوره ديگر در همان جا باز بدر شود ، و خلاصه هر حالى در منزلى دارد پس از 6 دوره در همان منزل به وضع مقابل آن رسد و پس از 12 دوره به همان وضع برگردد و پيوسته چنين باشد .
و پس از اين مقدمه گوئيم : دانستى آنچه مفسران در تفسير قول خدا « و ماه را برايش منزلها مقدر كرديم تا بازگشت بمانند شاخه خرماى قديم ، 39 - يس » گفتهاند و حاصلش اينست كه ماه از نمود شبانه خود به صورت ماه نو تا پايان ديد او در بامدادها كه روشنى دارد همه منازل را طى مىكند و در پايان بمانند شاخه خرماى قديمى درمىآيد كه در گذشت زمان باريك و خم شده .
طبرسى - ره - در جامع الجوامع گفته : معنايش اينست كه مقدر كرديم گردش او را در منازلى كه 28 باشند و هر شبى در يكى از آنها است نه پيش افتد از آن و نه پس ماند و اندازه درست است « تا برگردد بمانند شاخه خرماى خشكيده قديمى » كه آن شاخهايست از دير زمانى تا خشكيده و كمان شده ، گفتهاند : اين در مدّت شش ماه است و از انعراج است بمعنى انعطاف كه نازك مىشود و خم مىشود