تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
از آنها است در بدفالى مسافر كه « المرأة الشطاء تلقى فرجها » يعنى روبرو شوى با چنين زنى . 50 - در نوادر راوندى : بسندى تا امام باقر عليه السّلام فرمود : زمينى ميان من و مردى شريكى بود و خواست آن را قسمت كند ، و آن مرد منجم بود ، و ساعت سعدى براى خود استخراج كرد و ساعت نحسى براى ما و فرستاد نزد پدرم ، و چون زمين را قسمت كردند قرعه بهتر بنام پدرم برآمد و آن منجم در شگفت شد پدرم به او فرمود : تو را چه شد ؟ و به او گزارش داد ، پدرم فرمود : تو را به به از آن رهنمائى نكنم ؟ چون بامداد كردى يك صدقه بده تا نحوست آن روز از تو بگردد ، و چون شبت رسيد صدقه بده تا نحسى شب از تو بگردد . 51 - در دعوات راوندى : بسندى از امام ششم آورده كه زمينى ميان پدرم و مردى بود و خواست قسمت كند - و مانند آن را گفته - و فرموده : در علم نجوم ما مؤمن و كافر شناخته ميشوند . بيان : شايد ذكر اين مطلب بمناسبت علم نجوم براى اين بوده كه بفهماند علم ما از آنچه منجمان دارند فراتر است نه اينكه آن را از علم نجوم ميفهمند ، و بعلاوه منظور اينست كه علم آنها ناقص است زيرا مدعى فهم اين مطلب نيستند از علم نجوم . 52 - در احتجاج ( 125 ) و در نهج ( ج 1 ص 128 ) در ضمن كلامى بيكى از يارانش هنگام رفتن در برابر خوارج كه گفت : يا امير المؤمنين اگر در اين وقت حركت كنى از نظر علم نجوم ميترسم بمقصودت نرسى ، فرمود : تو پندارى بساعتى رهنمائى كه هر كه در آن برود بدى از او برود و هم ساعتى را كه هر كه در آن برود بدى بيند بيم ميدهى ، هر كه تو را بدين سخنت تصديق كند قرآن را دروغ شمرده و از يارى خواستن از خدا تعالى در رسيدن بدلخواه و دفع بدخواه بىنياز گرديده ، و خواهى كسى كه بگفته تو كار كند سپاس تو گويد نه پروردگارش را ، زيرا بپندارت تو او را رهنما شدى بساعتى كه در آن سود برد و از
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 217 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى