تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
دليل بر آن معنا نمائى و بموصوف آن دعوت كنى آيا فهميدى آن را ؟ گفت آرى ، سپس گفت اى آقايم به من نگوئى كه خود ابداع خلق است يا نه ؟ امام رضا عليه السّلام فرمود : بلكه خلقى است ساكن كه سكونش هم درك نشود و همانا براى آن خلق است كه پديده‌ايست و خدا است كه پديدش كرده پس خلق او شده و همان خدا عز و جل بود و خلقش و سومى ميانشان نبوده و سومى جز آنها نبوده و آنچه خدا عز و جل آفريده جز خلق او نباشد و بسا كه خلق ساكن باشد و متحرك و گوناگون باشد و هم آهنگ و معلوم باشد و مبهم و هر چه حدى دارد پس خلق خدا عز و جل باشد . و بدان كه آنچه حواس تو دريابند معنائى باشد كه حواس تو دريافته و هر نيروى حسى دليل است بر آنچه خدا عز و جل به دو دريافت داده و در دل نيروى فهم همه آنها را نهاده ، و بدان كه يكتاى برپا بىاندازه و حد ، خلقى كه آفريده اندازه و حد دارد و آنچه را آفريده دو بوده اندازه و اندازه شده و در هيچ كدامشان رنگ و وزن و ذوق نبوده و يكى را دريافت كن ديگرى ساخته و هر كدام را دريافت كن خود نموده و يكتائى نيافريده كه تنها خودش باشد نه ديگرى براى آنكه خواسته دليل وجود او باشند براى آنكه خدا تبارك و تعالى يگانه و يكتا است و دومى بهمراهش نيست كه او را نگهدارد يا كمك كند و يا در حقيقت با او تركيب شود و آفريده‌ها هستند كه همدگر را بفرمان و خواست خدا نگه‌مىدارند ، و همانا مردم در اين بابت با هم اختلاف كردند تا گم و سرگردان شدند و خواستند از تاريكى بتاريكى رها شوند بوسيله اينكه خدا را متصف به وصف خود نمودند و از حق دورى فزودند و اگر خدا را عز و جل بصفات شايسته او وصف مى كردند و مخلوقات را بصفات بايسته خودشان ، از روى فهم و يقين سخن گفته بودند و اختلافى نداشتند و چون بسرگردانى در جستجو شدند بخطا دچار گرديدند ، و خدا رهنمايد هر كه را خواهد به راه راست « تا آخر خبر » . بيان « و لا في شىء أقامه - در چيزى آن را برپا نداشت » يعنى در مايه قديمى چنانچه فلاسفه پنداشته‌اند ، و « مثله » يعنى بشيوهء مخلوق نقشه‌اى از آن برايش نكشيد « و الحاجة يا عمران لا يسعها » يعنى اگر نيازى منظور بود خلق جهان جلوگير آن