تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
5 - در معانى الاخبار ( 23 ) بسندش از سفيان ثورى گفت تفسير ( ن ) را از جعفر بن محمّد عليه السّلام پرسيدم پاسخ داد نهريست در بهشت ، خدا عز و جل فرمود : بسته شو ، بسته شد و مداد شد ، سپس خدا عز و جل بمداد فرمود : بنويس ، و قلم در لوح محفوظ نگاشت آنچه بود و آنچه خواهد بود تا روز قيامت ، مداد از نور بود ، و قلم از نور ، و لوح لوح نور . سفيان گويد : گفتم : يا ابن رسول اللَّه برايم امر لوح و قلم و مداد را بهتر بيان كن و به من بياموز از آنچه خدا به تو آموخته . فرمود : يا ابن سعيد اگر تو اهل پاسخ نبودى پاسخت نميدادم . فرشته ايست كه بقلم مىرساند و او هم فرشته‌ايست كه به لوح مىرساند و او هم باز فرشته‌ايست كه باسرافيل مىرساند ، و اسرافيل بميكائيل مىرساند ، و ميكائيل بجبرئيل مىرساند ، و جبرئيل بانبياء و رسل مىرساند گويد سپس به من فرمود : اى سفيان برخيز كه بر تو ايمن نيستم . 6 - و از همان ( 30 ) بسندش از ابراهيم كرخى ، گفت : از جعفر بن محمّد عليه السّلام پرسيدم از لوح و قلم ؛ پاسخ فرمود : دو فرشته‌اند . 7 - عياشى از محمّد بن مروان از امام صادق عليه السّلام از پدرش در تفسير قول خدا تعالى «
ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ
» فرمود : « ن » نهريست در بهشت سفيدتر از شير فرمود : خدا قلم را فرمان داد تا جارى شد بهر آنچه بود و باشد ، و آن برابر خدا گذاشته است ، بر آن هر چه خواهد افزايد و هر چه خواهد بكاهد و هر چه خدا خواهد كه باشد و هر چه خواهد كه نباشد . من گويم : تمام اين خبر در باب طواف است . 8 - در اختصاص : ابن سلام از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پرسيد از « ن و القلم » فرمود : نون لوح محفوظ است و قلم نوريست تابان و اينست معنى قول خدا « ن ، و قلم و آنچه نگارند » گفت : اى محمّد راست گفتى بگو : بچه درازا بود ؟ و چه پهنا ؟ و مدادش چه بود ؟ و در كجا جارى شد فرمود : درازى قلم پانصد سال راه بود و پهنايش مسافت هشتاد سال و مداد از ميان نيشهايش در مىآمد و در لوح محفوظ بامر خدا و سلطان او روان
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 288 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى