تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
آن هميشه در حركتند و عناصر و مواليدش اثر حركات افلاك و اشراقات عالم عقلى مناسب آنست ، و اين همانست كه قدماء گفتند عالمى هست جز عالم حسى ، اندازه دارد و نامتناهى است عجائب آن و شهرهايش فزون از شمار است . و از آنها است جابلقا و جابرسا كه دو شهر بزرگند و هر كدام هزار در دارند و خلائق آنها شماره ندارند ، و از اين عالم است آنجا كه فرشته‌هايند و جن و شياطين و غولها چون همه نمونه‌اند و يا نفوس ناطقه بىپيكر كه در آن نمونه‌ها آشكارند ، و بوسيله نمونه‌هاى مثالى مجردات گوناگون جلوه‌گرند ، زيبا و زشت لطيف يا زمخت ، يا طور ديگر طبق آمادگى قابل و فاعل و معاد جسمانى را هم بر اين پايه نهادند ، زيرا پيكر مثالى كه روح بدان تعلق گيرد چون بدن حسى است و حواس ظاهره و باطنه دارد ، و خوشى و ناخوشى و دردهاى جسمى را دريابد ، و صور معلقه نورانى دارد كه براى سعداء نعمت‌بارند و ظلمانى كه براى اشقياء عذاب آرند . و همچنين است خوابها كه بينند و بسيارى از ادراكات ديگر ، زيرا آنچه در خواب ديده شود يا در خيال آيد ببيدارى يا در مرض و ترس بديده آيد همه صورتهاى اندازه‌داريست كه در عالم حس نيستند و از عالم مثالند ، و همچنين بسيارى از امور غريبه و خارق عادت ، چنانچه حكايت شده يكى از اولياء اللَّه با اينكه در شهر خود بوده در ايام حج در مسجد الحرام ديده شده يا اينكه از ديوار و در بسته و روزنه بيرون آمده يا شخصى را و ميوه‌اى را از مسافت دور در اندك زمانى حاضر كرده و جز اينها . و دليل يك دسته معتقدان به اين عالم مكاشفه و آزمايش درست است و يك دسته ديگر گويند آنچه از اين صور جزئيه مشاهده مىشود نيست محض نيست و از عالم ماده هم نيست و از عالم عقل هم نيست چون اندازه دارد ، و نقشى نيست در درون مغز چون نقش بزرگ در كوچك ممتنع است پس بايد اينها از عالم مثال باشند و چون دعوى بلند پايه است و شبهه‌ها ياوه چنانچه پيش گفتيم محققان از حكماء و متكلمين بدانها توجه نكردند ( پايان )