تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
و ديگران را قولى اينست كه نخست آفريده آبست چنانچه بيشتر اخبار گذشته بر آن دلالت دارند ، و از تاليس ملطى هم در پيش نقل كرديم و در كتاب « علل الاشياء » منسوب به بليناس حكيم ديدم كه : آفريدگار تبارك و تعالى پيش از آفريده‌ها بوده ، و چون خواسته آنها را بيافريند فرموده : بايد چنين و چنان باشند و اين كلمه علت آفرينش است و همه آفريده‌ها معلول و كلام خدا عز و جل برتر و والاتر و بزرگتر است از اينكه حواسش دريابند زيرا نه طبيعت است نه جوهر نه گرم نه سرد نه خشك . سپس گفته : نخست پديده بعد از كلام خدا تعالى فعل است فعل را دليل حركت نمود و حركت را دليل حرارت ، حرارت كه كاسته شد سكون آمد و سكون سرما آورد سپس گفته : طبع چهار عنصر از اين دو نيروى گرما و سرما است گفته : چون حرارت نرمش آورد و برودت خشكى و اين چهار نيروى تك شد و با هم آميختند طبائع از آميزش آنها بدر آمدند و اين كيفيات تا تنها بودند به خود برپا بودند و بسيط بودند و بىتركيب و از آميزش حرارت و خشگى آتش برآمد و از ترى و سردى آب و از گرمى و ترى هواء و از سردى و خشكى زمين . سپس گفته : حرارت طبيعت آب و زمين را بجنبش آورد و آب كه لطيف بود از سنگينى زمين جنبش برداشت و حرارت آن را گداخت و بخارى لطيف و هوائى رقيق و روحانى از آن برخاست و اين اول دودى بود كه از زير آب برآمد و با هوا آميخت و چون سبك بود بالا رفت و به اندازه نيروى خود و نفرت از زمين اوج گرفت و ايستاد و خدا فلك اعلى را كه فلك زحل است از آن آفريد باز هم آتش آب را جنبانيد و بخارى كه از نخست كمتر لطيف بود و هم ناتوانتر از آن برخاست و به گوهر و لطافت خود بالا رفت و بفلك زحل نرسيد چون از بخار پيش كمتر لطيف بود و فلك دوم كه فلك مشترى است از آنست و گفته به همين ترتيب بخار چند بار برخاست و پنج فلك ديگر از آنها است سپس گفته : هفت فلك توى هم واقعند ، و ميان هر دو فلك هواى پهناورى است كه جنبش ندارد .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 230 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى