تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
نبوده ، و تعبير به « موجودات همه به نيستى صرف ميرسند » و يا « آغاز موجودات ناچيزى محض است » از تنگناى تعبير است كه عبارتى ديگر براى اداى مطلب در ميان نيست . پيش بودن نيستى و رسيدن بعدم بطور حقيقت تصور نميشود مانند تناهى زمان و امتداد ناثابت يا تناهى مكان و ابعاد ثابت كه ابعاد ثابت و مكان به نيستى صرف پيوندد نسبت به بعد و جسم ، و پايان آخرين جسم نه بعديست ، و نه فضائى ، نه موجود نه موهوم تا اينكه اگر كسى دست در آن دراز كند بماند و در آن فرو نشود ، نه براى برخورد با جسمى سخت و نه براى جلوگيرى بلكه براى نيستى بعد و فضاء . و در روايتى امام صادق عليه السّلام پس از شمارش اجسام جهان فرمود ، در پس آن نه فراخى است ، نه تنگى ، نه چيزى كه بوهم گنجد ، و چنين است وضع در ما وراى زمان و همه موجودات ممكنه از سوى گذشته كه امتدادى ندارد اصلا نه موجود چنانچه حكماء پندارند و نه موهوم چنانچه متكلمين توهم كرده‌اند عدمند نه جنبشى در آن تواند بود چنانچه حكماء آن را دليل لا نهايت زمان آورده‌اند ، بلكه ناچيز مطلق است و نيستى صرف . و چون مردم بابعاد ثابت و جسمى بدنبال ديگر عادت كرده‌اند تصور عدم محض بر متكلمان دشوار آمده ، و بابعاد موهوم نامتناهى گرائيدند و خلاء ملتزم شدند و چون موجودات پياپى را ديده و زمانى پيش از زمانى سنجيده تصور ناچيز صرف را سخت دانسته‌اند و گروهى از حكماء به زمان نامتناهى موجود دلبسته و گروهى از متكلمان به زمان نامتناهى موهوم و البته تصور در زمان صرف دشوارتر است از تصور لا مكان و نياز بدقتى فزون و هوشى سرشار دارد . من گويم : اين جواب بسى محكم است ، و سيد مرتضى و شيخ كراچكى و ديگران آن را پسنديده‌اند ، سيد در پاسخ شبههء معتقد بقدم عالم در ضمن كلامش
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 215 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى