و علت تامه بعقيده آنها خداست بهمراه معدّ ديگر ، و مجموع مركب از واجب و معد خود ممكن است ، و بايد علل تامه همه حوادث نامتناهى ممكنات باشند ، و چنانچه پذيرش تسلسل براى اثبات واجب سودى ندارد پذيرش آن در اينجا هم سودى ندارد ، و همه ادله اثبات واجب منهاى تمسك ببطلان تسلسل در اينجا جارى شوند با اندكى تفاوت .
دوم ميگوئيم : پديدههاى پى در پى را هر كدام عدم ازلى در پيش است كه چون رشتههاى سياه كوتاه و كوتاهتر تا عدم ازلى بدنبال هم كشيده است و بناچار در يك نقطه مبداى همه باهمند و همه پديدهها در اين مرتبه نابودند ، و وجود همه بدنبال آنست گرچه بتدريج است و اين خود نهايتى است براى همه و بينهايت منقطع مىشود و مطلوب ما ثابت ميگردد و اگر گوئى در اين ميانه يك پديدهايست كه عدم ازلى ندارد و شخصا قديم است باز هم رشته پديدهها بدان ميرسد و متناهى مىشود .
نگوئى كه : يك مجموعه متناهى را عدمى سابق نهايت مىشود ولى عدم نهايت يك مجموعه نامتناهى نميشود .
زيرا ما گوئيم كه نابودى پيشين براى هر پديده روشن است بطور پياپى ، و در مقدمات گذشته گفتيم كه اين گونه احكام هر فردى در افراد ديگر جاريست و استثناء ندارد و جاى اين توهم نيست .
توانى بتقرير ديگر بگوئى : در اينجا دو رشته است يكى رشته وجود همه پديدهها و ديگرى رشته نبود آنها ، و چون همه بودها را بىاستثناء در نظر بگيريم و همه نبوديها را شكى ندارد كه مجموع نبوديها همه و همه پيش از همه بودهايند ، زيرا نبود هر پديده پيش از بود او است و اين حكم فرد فرد مجموع را فرا گيرد ، و چون همه نبوديها ازليند ، و همه پديدهها حادثند تقدم ازلى بر حادث روشن است ، و در نظر گرفتن همه بىاستثناء ممكن است زيرا مانند مراتب لا يقف نيست كه نتوان مجموع آنها را در نظر گرفت با اينكه مجموع ممكنات را در دليل اثبات واجب منظور كردهاند ، و در اينجا هم ممكن است ، و در اين مرتبه نابودى همه هيچ پديدهاى نيست و تناهى ثابت است .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 202
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٢