تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
از حوادث لا نهايت ميشوند . و باز بتقرير ديگر ميتوان گفت : پديده امروزى را عدمى معد در پيش است و عدم معد معدّ تا برسد بلا نهايت و عدم معدى كه يك واسطه دارد درازتر است از آنكه واسطه ندارد و آنكه دو واسطه دارد از هر دو درازتر است و آنكه سه واسطه دارد از هر سه ، و بفزونى رشته معدات امتداد اعدام لاحقه آنها كشيده مىشود ؛ و اگر به لا نهايت رسد لازم آيد كه عدم لاحق نامتناهى گردد با اينكه خودش مسبوق بوجود معديست ، و محال بودن آن روشن است . و اين خود برهانيست لطيف و محكم ، و اعتراضات برهان سلمى بدان وارد نيست : زيرا همه عدمهاى پيشين اجزاء علت تامه پديده امروزيند بهمراه يك ديگر و تحقق واقعى دارند و مشخصند بخلاف برهان سلم كه بايد فرجه را به لا يقف برد و نقطه‌هائى بر دو ساق فرض كرد . سوم : محققى گفته : امور نامتناهى صرف بدنبال خود امور نامتناهى ديگر دارند كه مترتب بدانهايند ، و لازمه آن اينست كه نفوس متناهى باشند و از نظرى هم حادث ، و چنانچه شرح آن گذشت يك مجموعى موقوف بيك مجموعى است كه يكى از آن كم شود ، و اين مجموع دوم موقوف بر مجموع ديگريست كه يكى كم شده ، و به همين روش ميرود تا لا نهايت و تطبيق و تضايف ميان اين مجموع‌هاى بىنهايت محقق شوند ، زيرا امورى موجود و پيرو همدگرند .