تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
پيغمبرى آفريد ، و چون انوار كامل شدند همه گرد نور محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گرديدند چنانچه حاجيان بگرد خانه كعبه ميگردند و همه خدا را تسبيح ميكردند و سپاس ميگفتند و ميگفتند ، منزهست آنكه دانا است و نادانى ندارد ، منزه است آنكه ميداند و شتاب ندارد ، منزه است آنكه بىنياز است و نياز ندارد . پس خدا به آنها ندا كرد : ميدانيد من چه كسم ؟ نور محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بهمهء انوار پيشى گرفت و گفت : توئى خدائى كه معبودى جز تو نيست يگانه‌ئى شريك ندارى ، رب الارباب و ملك الملوكى ، بناگاه نداء از جانب خدا رسيد : تو برگزيده منى ، تو دوست منى ، تو بهترين خلق منى ، امتت بهترين امتند كه براى مردم برآورده شدند سپس از نور محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گوهرى آفريد و آن را دو بخش كرد و بهيبت ببخش يكم نگريست و آبى خوشگوار شد و به مهر ببخش دوم نگريست و از آن عرش را آفريد و بر روى آب استوار شد . پس كرسى را از نور عرش آفريد و لوح را از نور كرسى و قلم را از نور لوح و به او فرمود : يگانگى مرا بنگار ، و قلم هزار سال از گفته خدا بيهوش شد و چون به هوش آمد فرمود : بنويس ، عرض كرد بار خدايا چه بنويسم ؟ فرمود : بنويس لا إله الا اللَّه محمّد رسول اللَّه و چون قلم نام محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را شنيد به سجده افتاد و گفت : سبحان الواحد القهار ، سبحان العظيم الاعظم ، سپس سر از سجده برداشت و نوشت : لا إله الا اللَّه محمّد رسول اللَّه . سپس گفت پروردگارا محمد كيست كه نامش را با نام خود قرين كردى ، و ذكرش با ذكر خود آوردى ؟ خدا تعالى به او گفت : اى قلم ، اگر او نبود تو را نيافريدم و نيافريدم خلقم را جز بخاطر او ، او بشير و نذير است ، سراج منير است ، شفيع و حبيب است ، در اينجا قلم از شيرينى نام محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شكاف برداشت ، سپس قلم گفت : درود بر تو اى رسول خدا ، خدا فرمود : بر تو درود از من و رحمت و بركات از اين رو سلام سنّت شد و جواب سلام واجب سپس خدا فرمود : قضا و قدر و هر چه تا روز قيامت بيافرينم بنويس .