126 - ( اقبال 271 ) و بسندى از امام ششم عليه السّلام در دعاء روز عرفه : توئى بوده پيش از هر چيز ، و بود كن هر چيز - تا گفته - سپاس از آن خدا كه عرشش بر آب بود ، آنگاه كه نه خورشيدى ميدرخشيد ، و نه ماهى ميگشت ، و نه دريائى روان بود و نه بادى ميوزيد ، و نه آسمانى برپا بود ، و نه زمينى كشيده و برجا ، و نه شبى تار ، و نه روزى پردهدار ، و نه چشمهاى جوشان ، و نه آوازى خروشان ، و نه كوهى لنگر انداز ، و نه ابرى براى باران ، نه آدمى آفريده ، و نه پرى هستى گرفته ، نه فرشتهاى ارجمند و نه ديوى رانده ، نه سايه كشيده ، و نه چيزى شمرده .
و در دعاء ديگر روز عرفه : و از تو است سپاس پيش از آنكه بيافرينى چيزى از خلقت را ، و بر آغاز آفرينشت تا انجام آفرينشت ( اقبال 203 ) 128 - در دعاء عيد قربان بروايت مرسل : و توئى موجود پيش از هر چيز .
بيان : « و نه روز پردهدار » يعنى دعوت كند به پردهگيرى در برابر گرمى خورشيد يا تاريك شود بظلمت شب ، يا آنكه مردم را در پرتو خود فرا گيرد و چون جامهاى شود بر تن آنها يا بمعنى سير شديد باشد و بيشتر اين معانى بعيد است .
129 - در بلد الامين ، از دعاهاى هفتگى امام سجاد عليه السّلام : حمد از آن خدا كه پيش از هر چيز و هر زنده بوده .
130 - و از امير المؤمنين عليه السّلام : حمد از آن خدا كه نه از چيزى بوده ، و نه آنچه آفريده از مايه بوده ، و حدوث همه چيز را گواه ازليت خود گرفته ، و تازه بودن آنها را دليل بر قديم بودن خود ، محكم ساختن بس است كه نشانه او باشد . و حدوث آفرينش بس است دليل بر قديم بودن او .
131 - و در دعاى شب شنبه : نخست بودى كه هيچ چيز از خلقت نبود ، و هيچ از ملكت در ديد نيامده بود - تا گفته - آفريدى آسمانها و زمين را بستر و ساختمان و ساختى آسمان را منزلى كه آن را پسنديدى براى جلال و وقار و عزت و پادشاهيت سپس نهادى در آن عرش و كرسى خود را تا گفته و توئى زنده پيش از هر چيز ، و قديم پيش از هر قديم .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 120
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٠