تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
پروردگارشان در دل آنها فزون گردد . و از آنست در وصف زمين و كشش آن بر آب : فشرد زمين را بر امواج جوشان انبوه ، و لجه‌هاى درياهاى خروشان كه موجهاى كوه پيكر آنها به روى هم ميغلطيدند ، و جهش پرتاب آنها بهم ميخوردند ، و بمانند نره شترهاى گرفتار هيجان شهوت كه كف ميكردند ، و سركشى آبهاى متلاطم زير بار سنگين زمين فروتنى كردند ، جهش آبها بكوبش سينه زمين آرام شد . و زبون و خوار شد چون با شانه‌هاى خود بر آن غلطيد ، و پس از غرش امواجش آرام و مقهور شد ، و در لگام زبونى منقاد و اسير گرديد ، و زمين آرام گرفت با كشش خود بر فراز ژرف‌ناى خروشان ، و نخوت و گردنكشى آن را رد كرد و هم سرافرازى و بلند پروازيش را ، و دهان او را بر جوشش جريانش بست ، و جهشهاى آن فرو نشست ، و پس از جوشش جهش آن كندى گرفت . و چون هيجان آب در زير اطراف زمين آرام شد ، و كوههاى بلند و قله دار را بر دوشهاى خود بار كرد ، چشمه‌هاى جوشان را از تپه‌هاى آن بر گشود ، و آنها را به بيابانهاى پهناور و دره‌هاى ژرف آن پخش كرد و حركات زمين را با لنگر كوههاى سنگين معتدل نمود كه داراى قله‌هاى بلند و صخره‌هاى سخت بودند ، و با فرود شدن كوهها در تيكه‌هاى سطح آن از لرزش آرام شد براى آنكه كوهها در تهيگاههاى بينيهاى آن خوب فرو شدند و جا گرفتند و بر گردن دشتها و صحنه‌هاى آن سوار شدند ، و ميان جوّ و زمين فضاى پهناورى گشود ، و هوا را براى دمزدن ساكنان زمين آماده كرد . و اهل زمين را بر همه وسائل آسايش آن برآورد ، و سرزمينهاى خشكى كه آبهاى چشمه‌ها بلنديهاى آن را نميگرفت ، و نهرها و كانالها بدان نميرسيدند بيهوده وانگذارد تا ابرهاى بارنده براى آنها آفريد و مرده آنها را زنده كرد ، و گياهشان را با الفت ابرشان برآورد ، پس از پراكندن تابشهاى برق آن ، و جدا ساختن تيكه‌هاى ابر باران‌زا تا چون دوشيده شد ژرف ابر در آنها تابيد برق در اطرافش و بريده نشد .