آنها تنگ است ؟
3 - آيا براى اينست كه باهم دشمنى دارند و از اينرو پيوسته در جنگند و چرا دشمنى دارند ؟
4 - جهش ماده چيست ؟
5 - چرا اين جهش پيدا مىشود ؟
6 - چرا جهش وسيله تكامل ماده است و آن را بجلو ميبرد و واپس برنميگرداند ؟
7 - چرا پديدههاى ماده آغازى ندارند و انجامپذير نيستند ؟
اينها پرسشهاى اصولى است كه در برابر ماديين قرار دارد و هيچ پاسخى كه بر پايه دانش باشد در برابر آنها ندارند تؤرى تازهاى هم در برابر اين پرسشها نتوانند پيشنهاد كنند و جز نادانى و سرگردانى در پيش ندارند .
در اين كتاب بر پايه شناسائى آغاز پيدايش و بررسى هركدام از پديدههاى هستى پاسخى روى نظر كتب آسمانى و گفته پيمبران و رهبران دانش بشرى بميان آمده كه براى خردمندان دلنشين و پسنديده است و براى جويندگان حقيقت راهى است در پژوهش و تحقيق .
در برابر معتقدان به خدا هستى كامل داراى همه توانائيها و دانشها تنها يك پرسش هست كه بيشتر ماديين آن را برخ آنان ميكشند و به حساب يك شك و ترديد بن بست و بىپاسخ بشمار ميآورند و آن اينست كه ميگويند اگر همهچيز را خدا آفريده پس خدا را چه كسى آفريده با اينكه اين پرسش را بايد كودكانه و بى جا دانست زيرا خدا بمعنى خود آمده است و بتعبير ديگر واجب الوجود و آنچه هستى را بايد و معنا ندارد كه گفته شود هستى بايست را چه كسى آفريده و از مانند برتراند راسل كه در كتاب « من مسيحى نيستم » از خود و ديگر وارستگان از مذهب چنين پرسشى را بميان آورده بايد شگفت آورد كه با نام فيلسوف و انديشگر چگونه ميگويند خود آمده و هست بايسته را چه كسى آفريده است ؟
با اينكه يك هستى خودبخود در بررسى آفرينش ضرورت دارد و انكارپذير
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة مقدمهء مترجم 10
مساهمون: العلامة المجلسي
صمقدمهء مترجم ١٠