در حكم ناصبى و زيدى
314 -
( 1 ) عبد اللَّه بن مغيره باز گفت كه من بابى الحسن ( ع ) گفتم راستى من دو همسايه دارم يكى ناصبى است ( دشمن اهل بيت ) و ديگرى زيدى و ناچارم كه با آنها معاشرت كنم با كدام معاشرت كنم ؟
در پاسخ فرمود : آن هر دو برابرند هر كه بيك آيهء از كتاب خدا تكذيب كند محققا اسلام را پشت سر خود انداخته و او قرآن را دروغ دانسته و همه پيغمبران را و رسولان را گويد : سپس فرمود راستى اين يكى دشمن تو است و اين زيدى دشمن ماها است .
شرح -
از مجلسى ره -
« ان هذا نصب لك »
شايد مقصود راوى از ناصبى مخالفست چنانچه مصطلح اخبار است و مخالفان دشمن اهل بيت نيستند بلكه دشمن معتقدين بامامت آنهايند بخلاف زيديه كه با اهل بيت عناد داشتند و آنها را فاسق مىشمردند بخاطر اينكه خروج بسيف نميكردند .
315 -
( 2 ) از امام باقر ( ع ) فرمود : هر كه در مجلسى باشد كه بيكى از ائمه حق در آنجا دشنام دهند و او تواند كه انتقام بگيرد و اقدامى نكند خدا عز و جل در دنيا و آخرت او را خوار كند و در آخرت عذاب كند و آنچه خوبست از معرفت ماها كه به او عطا كرده از وى بگيرد .
مژدهاى بشيعيان و دوستان اهل بيت
316 -
( 3 ) از أبى شبل گويد امام صادق ( ع ) با من آغاز سخن كرد و فرمود شما ما را دوست داشتيد و مردم ديگر ما را دشمن داشتند شما ما را تصديق كرديد و مردم ديگر تكذيب كردند شما بما پيوستيد و مردم با ما جفا كردند و از ما دورى كردند و خدا زندگى شما را زندگى ما مقرر داشت و مرگ شما