هم در جاهليت و اسلام از پدر من بهتر نبود و خودت هم در ديانت برتر از من نيستى و از من بهتر نباشى پس چگونه براى تو اعتراف كنم بدان چه درخواست كردى ؟
يزيد گفت به خدا اگر اعتراف نكنى براى من من تو را ميكشم او در جواب گفت كشته شدن من بدست تو مهمتر نيست از اينكه حسين بن على ( ع ) را كشتى كه زاده رسول خدا ( ص ) بود و او دستور داد وى را كشتند .
شرح -
از مجلسى قوله
« دخل المدينة و هو يريد الحج »
اين بيان غريب و نشنودهايست زيرا ميان اهل تاريخ و سير معروفست كه يزيد پس از تصدى امر خلافت بمدينه نيامد بلكه از شام هم بيرون نيامد تا مرد و شايد اين عمل از مسلم بن عقبه باشد كه از طرف اين ملعون والى و فرمانده قشون بود هنگامى كه او را براى كشتار مردم مدينه فرستاد و در كشتار جنگ حره از دست او آن شد كه شد و روايت شده كه با على بن الحسين قريب به اين مضمون گفتگوئى كرده است و اين بر برخى رواة اشتباه شده و بنام يزيد نقل شده است .
دنباله حديث گفتگوى على بن الحسين ( ع ) با يزيد لعنه اللَّه .
( 1 ) سپس دنبال على بن الحسين ( ع ) فرستاد و به آن حضرت هم همان گفتار با آن مرد قرشى را تكرار كرد و آن حضرت در پاسخ او فرمود بگو بدانم اگر من براى تو اعتراف نكنم آيا مرا بمانند آن مرد قرشى ديروز نخواهى كشت ؟
يزيد در پاسخ او گفت چرا و على بن الحسين ( ع ) فرمود : من اعتراف دارم بدان چه تو خواستى ؟
من به زور بندهام اگر خواهى نگهدار و اگر خواهى به فروش يزيد به او گفت براى تو بهتر شد ، خونت را حفظ كردى و از شرف تو هم چيزى نكاست .
شرح -
بعيد نيست كه پس از واقعه حره و تسليم شدن اهل مدينه يزيد بعنوان حج مسافرتى بمدينه كرده باشد و گرچه بسيار كوتاه بوده زيرا اين مسافرت با اوضاع روز بسيار مناسب به نظر ميرسد هم براى ترميمى از خرابيهاى مدينه و جلب قلوب مردم و هم براى اظهار علاقه بديانت پس از اين همه خباثت چنانچه شيوه سياستمدارانست و هم براى تقويت جبهه قشون مكه با عبد اللَّه بن زبير در نبرد بودند ، غرض اين مسافرت براى مدت كوتاهى با وسائل تندرو آن روزه ميسر بوده و مناسب هم بوده است و روايت هم معتبر است و مجرد عدم ذكر مورّخان و يا عدم اطلاع آنان در برابر اين روايت دليلى نيست و اگر هم تصريح بخلاف آن كرده باشند اين روايت از كلام آنها بسيار قابل اعتمادتر است .