فرمود : من آهنگ آن داشتم كه طراز نامهاى بنويسم كه دو تن آنان هم در باره من باهم دوئيت نداشته باشند .
گويد : پس آن حضرت گفتار مروان و ابن ذر را مطرح كرد و من هم گفتم آرى و آن را تصديق كردم ، اسماعيل فرمود : اى عبد الاعلى راستى كه براى شماها بر عهده ما حقى است بمانند همان حقى كه ما به عهده شماها داريم ، به خدا سوگند كه شماها در اداى حق ما شتابانتر نيستيد از ما در باره اداى حق شماها .
سپس فرمود : من محققا به زودى در اين باره انديشهاى ميكنم ، سپس فرمود : اى عبد الاعلى چرا نبايد مردمى كه يك مذهب دارند و روى بيك شخص رهبر دارند كه گفته او را به كار مىبندند در باره او اختلاف و دوئيت نكنند و كار خود را به دو مستند سازند .
اى عبد الاعلى راستش اينست كه براى مؤمن نشايد با اينكه برادر دينى وى از او بيكى از درجههاى بهشت پيشى گرفته است دست اندازد و او را از جايى كه در آنست بسوى خود فرو كشد و شايسته نيست آن برادر ديگر هم كه پيش تاخته است و برادرش به او نرسيده است دست رد به سينه آن دون پايه زند و او را پس اندازد كه هنوز بوى نرسيده است ولى بايد بكوشد تا او را به خود رساند و از خدا آمرزش خواهد .
شرح -
از مجلسى ره - قوله -
« انى هذا و مروان و ابن ذر »
يعنى اين طرازنامه در رفع ستيزه و نزاع مروان يكى از اصحابش و ابن ذر يكى ديگر از آنها سودمند نيست و شايد ميان آنها منازعه سختى بوده است براى اختلاف درجه ايمان و اختلاف فهم آنان و امام بيان كرده است كه بوسيله نامه نمىتوان اختلافى را كه از سوء فهم و تفاوت درجات و مراتب فضل ناشى است بر طرف نمود و محتملست مقصود از ابن ذر عمر بن ذر قاضى سنى باشد و روايت شده است كه او خدمت امام صادق ( ع ) رسيد و با آن حضرت مناظره كرد بنا بر اين مقصود اينست كه نامه نزاع ميان شيعه و مخالفان را رفع نميكند بلكه آن را برآشفتهتر مىسازد و مايه زيان بيشتر شيعه مىگردد .
چنانچه در بسيارى از اخبار است كه اين خود وسيله اختلاف اخبار بوده است و چون عبد الاعلى اين پاسخ را از امام صادق ( ع ) شنيد گمان كرد كه امام از او نپذيرد كه چنين نامهاى بنويسد و نوميد شد و برخاست نزد فرزندش اسماعيل رفت و آنچه ميان او و امام ( ع ) گذشته بود به وى گزارش داد .
تا آنكه گويد در برخى نسخهها بجاى كلمه ابن ذر ابو ذر و ابى ذر آمده است در اين صورت ممكن