شلاق بزنند و آن شلاق برق است و آن بالا آيد و بر فراز شود و سپس اين آيه را خواند ( 9 - فاطر ) خدائى كه بادها را فرستاد تا ابر را برانگيزد و ما آن را بشهرستانى مرده برانيم - تا آخر آيه - و آن فرشته را نام رعد است .
شرح -
از مجلسى « ره » - قوله
« تكون على شجر »
- محتمل است مقصود نوعى از ابر باشد كه چنين است يا كنايه از اين است كه ابراز دريا و اطراف آن برانگيخته مىشود .
قوله
« بالمخاريق »
جزرى گويد در حديث على است كه برق شلاق فرشتهها است كلمه مخاريق جمع مخرق است و آن در اصل پارچهايست كه تاب دهند و با آن كودكان همديگر را بزنند يعنى « دره » مقصودش اينست كه اين ابزاريست كه فرشتهها ابر را با آن ميرانند و حديث ابن عباس آن را خوب تفسير كرده كه گفته است :
تازيانهايست از نور كه فرشتهها ابر را با آن ميرانند پايان نقل از مجلسى ره .
من گويم - موضوع باد و رعد و برق از حوادث جوى معمولى است كه از دير زمانى مورد مطالعه و بررسى علم و دانش بوده است و فلسفه قديم و طبيعيات امروزه در باره آنها نظريات روشنى دارند .
اين سينا در طبيعيات شفا در باره باد و رعد و برق چنين گفته است :
اكنون وقت است كه سخن از باد گوئيم ، چنانچه باران و هر چه بدان ماند از بخار مرطوب زايد همچنان باد و آنچه در حكم آنست از بخار خشكيده زايد كه آن را دخان گويند و بر دو وجه از آن بر آيد كه از يكى بيشتر باشد و از آن ديگر كمتر .
1 - چون دخان فراوانى فراز آيد و بارش رخ دهد كه گران و سنگين گردد به نشيب باز گردد بخاطر آنكه سردى بدان رسيده و يا حركت هواء برترى جلوش را بسته و بر اثر فشار آن هواء برتر فرود آيد و بدين سوى و آن سوى جنبد و اين وزش باد باشد . . . و پس از شرحى راجع به آن گويد :
2 - يك قسم باد هم باشد كه قبل از صعود ادخنه تا علو فضا و مراجعت آن با ديد آيد و اين در صورتى است كه اين ادخنه متصاعده بعلتى خط حركتى صعودى خود را بيكسو گرداند و آن علت شديد باشد بخاطر اينكه راه صعود آن كجست و يا براى آنكه بمانعى برخورده است . .
3 - بسا كه باد بواسطه تخلخل خود هوا پديد آيد چون گرم گردد گشاده شود و جريان پيدا كند ، لكن حقيقت اين است كه باد از دخان خشك برآيد چنانچه باران از دخان مرطوب زايد .
فصل در رعد و برق . . .
گوئيم شأن بخارى كه از آن ابر زايد اينست كه بخار دخانى باشد و خصوص در فصل گرما و اين دخان درون بخار اگر اندك باشد سرد شود و مضمحل گردد و اگر بيش باشد در درون ابر حبس شود و تبديل بباد گردد و بابر فشار آورد و آن را از سوى زمين كه رقيقتر است بشكافد و از آن آوازى برآيد كه رعدش خوانند و بسا كه در اثر اين فشار احتراقى پديد گردد و آتش