و بمردم فرمود تا آمين گفتند و درنگى نشد كه جبرئيل فرود آمد و گفت اى محمد بمردم خبر بده كه پروردگارت به آنها وعده مىدهد كه فلان روز و فلان ساعت ببارد و پيوسته مردم در انتظار آن روز بسر بردند و در انتظار آن ساعت تا چون همان ساعت فرارسيد خدا عز و جل بادى را برجهانيد و آن باد ! ابرى را برشورانيد و آسمان را سراسر پوشانيد و فوارههاى خود را فرو ريخت تا همان افراد خودشان نزد رسول خدا ( ص ) آمدند و گفتند يا رسول اللَّه بدرگاه خدا دعا كن تا آسمان را از ما بازدارد كه نزديكست غرقه شويم .
همه مردم گرد آمدند و پيغمبر ( ص ) دعا كرد و فرمود تا مردم آمين گويند يك مردى از ميان مردم گفت : يا رسول اللَّه هر چه گوئى به گوش ما برسان زيرا همه آنچه تو ميگوئى شنيده نميشود پس فرمود كه بگوئيد :
بار خدايا در اطراف ما باشد و نه بر سر ما ، بار خدايا آن را در بر دشتها بريز و در بن درختها و آنجاها كه رمهداران رمههاى خود را ميچرانند ، بار خدايا آن را براى ما رحمت ساز و آن را عذاب مساز .
267 -
( 1 ) از زريق از امام صادق ( ع ) فرمود هرگز برقى نجهد در تاريكى شب يا تابش روز جز اينكه آن برق بارنده است .
268 -
( 2 ) سند را تا آنجا رسانده كه گويد امير المؤمنين ( ع ) در پاسخ اين پرسش كه :
ابر كجا است ؟
فرمود : بر درختى است و روى تل ريگى در كناره دريا كه بدان ماوى كند و هر گاه خدا عز و جل خواهد كه آن را بفرستد بادى فرستد و آن را برانگيزد و فرشتهها بدان گمارد تا آن را با