تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦

فائده صدقه در راه خدا

585 -

( 1 ) از أبى حمزه از امام باقر ( ع ) فرمود در ميان بنى اسرائيل مردى عابد بود و كم‌روزى رو به چيزى نميكرد كه از آن بهره‌اى برد و همه جا بىبهره ميماند زنش هزينه او را داد تا نزد او چيزى نماند . يكى از روزها گرسنه ماندند و زنش يك وشكو پنبه رشته را به او داد و گفت من جز اين چيزى ندارم آن را ببر به فروش و چيزى براى ما بخر تا بخوريم آن وشكو را برد تا بفروشد ديد بازار بسته شده و ديد كه مشتريها برخاستند و رفتند گفت كاش ميرفتم سر اين آب وضو مىساختم و از آن بسر و بار خود ميريختم و برميگشتم . كنار دريا آمد و ناگاه يك ماهيگيرى را ديد كه تور به دريا انداخته و بيرون آورده و در ميان آن جز يك دانه ماهى بد نبود كه چند روز بدست او مانده بود تا سست و گنديده شده بود به آن صياد ماهى گفت اين ماهى خود را به من به فروش به اين نخ رشته و براى تور خود از آن استفاده كن گفت بسيار خوب . مرد عابد ماهى را گرفت و آن نخ رشته را به او داد و آن ماهى را به خانه خود آورد و به زنش خبر داد و زنش آن ماهى را گرفت كه درست كند و چون شكمش را شكافت از درونش يك دانه لؤلؤ برآمد و شوهر خود را خواند و آن لؤلؤ را به دو نشان داد و شوهرش آن را برگرفت و ببازار برد و فروخت 20000 درهم و آن پول را به خانه آورد و در آن گذاشت و ناگاه سائلى در زد و ميگفت اى صاحب خانه خدا شما را رحم كناد يك چيزى بمسكين صدقه بدهيد . مرد عابد گفت وارد خانه شو ، به خانه درآمد و به او گفت يكى از اين دو كيسه پول را برگير او هم
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 356 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى