تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
فاحشه پرسش ميكرد ( 1 ) مردم او را به خانه او رهبرى كردند و پنداشتند كه آمده او را پند بدهد عابد نزد آن فاحشه رسيد و دو درهم را بر او انداخت و گفت برخيز و آماده باش او برخاست و به خانه اندر شد و بعابد گفت بفرمائيد و به او گفت تو سر و وضعى دارى كه به اين وضع تو كسى نزد مانند من فاحشه‌اى نمىآيد . گزارش حال خود را به من بده او منظور خود را به او گزارش داد و آن زن به دو گفت اى بنده خدا راستى ترك گناه از توبه كردن آسان‌تر است و چنان نيست كه هر كس گناه كرد و دنبال توبه رفت آن را دريابد و بدان موفق شود . همانا سزا است كه اين ره‌نماى تو شيطانى باشد كه براى تو مجسم شده تو بجاى خود برگرد كه چيزى در آنجا نبينى آن عابد برگشت و آن زنهم در همان شب بمرد چون بامدادان شد بر در خانه او نوشته شده بود . بر سر جنازه فلانه حاضر شويد كه او از اهل بهشت است مردم همه در شك افتادند و تا سه روز درنگ كردند و او را به خاك نسپردند براى آنكه در باره او ترديد داشتند و خداى عز و جل بيكى از پيغمبران خود كه من آن را جز موسى بن عمران ( ع ) نميدانم وحى كرد كه برو بالاى سر فلانه و بر او نماز بخوان و بمردم بفرما تا بر او نماز بخوانند زيرا من او را آمرزيدم و بهشت را بر او واجب كردم براى اينكه فلان بنده مرا از گناه كردن به من واانداخت .
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 355 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى