580 -
( 1 ) از مرديكه گويد مردى خدمت امام صادق ( ع ) رسيد و هر دو چشمش درد ميكرد و از هر دو چشمانش شكايت داشت .
امام ( ع ) فرمود : تو چرا از اين سه جزء استفاده نميكنى و چشم خود را با آنها درمان نمىنمائى ؟ صبر و كافور و مر - آن مرد اين معالجه را كرد بهبود يافت و درد چشم او رفت .
شرح -
از مجلسى ره - در اين حديث يك سرمه سودمند و آزمايش شده آموخته است .
581 -
( 2 ) از جميل بن صالح گويد به امام صادق ( ع ) گفتم ما يك دختركى داشتيم كه اختران را به بزرگى يك سبو مىديد .
فرمود : بسيار خوب اكنون آنها را به اندازه يك دانه مىبيند گفتم چشمش ضعيف شده ، فرمود :
صبر و مر و كافور را سرمه كن و به چشم او بكش اجزاء آن برابر هم باشند و ما چشم او را بدان سرمه كشيديم و براى او سودمند بود .
582 -
( 3 ) از محمد بن فيض از امام صادق ( ع ) فرمود من نزد أبى جعفر بودم يعنى دوانقى و يك بسته براى او آمد و آن را گشود و آنچه در آن بود ديد و چيزى از آن برآورد و گفت اى أبا عبد اللَّه ( خطاب به امام صادق ( ع ) است ) آيا ميدانى كه اين چيست ؟
من گفتم چيست ؟ منصور گفت اين يك بسته دوائيست كه از پشت افريقيه از طنجه يا طبنه ، ترديد از محمد است ( راوى حديث ) گفتم آن چى است ؟ گفت در آنجا كوهى است كه در يك سال چند قطره از آن مىچكد و خشك مىشود و آن براى سفيدى چشم خوبست اين را به چشم ميكشند و آن سفيده ميرود باذن خدا عز و جل گفتم آرى من آن را ميشناسم و اگر خواهى تو را از نام و حال آن خبر دهم ؟