( 1 ) فرمود : كار برادران ابراهيم اين بود كه بت مىساختند و ببازار ميبردند و ميفروختند : فرمود مادرش ابراهيم را آورد و او را بر سر راه نشانيد و برادرانش به او گذر كردند و در ميان آنها درآمد و بهم راه آنها به خانه آمد و چون چشم پدرش به او افتاد او را دوست داشت و محبتش در دل افتاد و تا خدا مىخواست پائيد و در اين ميان كه يك روز برادرانش بت ميساختند ابراهيم تيشه را بدست گرفت و چوبى برداشت و از آن بتى تراشيد كه هرگز بهتر از آن را نديده بودند . آزر بمادرش گفت راستى من اميدوارم كه ببركت اين پسرت خيرى بما برسد ، فرمود در اين ميان كه چنين بودند ابراهيم تيشه را گرفت و بتى را كه ساخته بود شكست و پدرش از اين كار او سخت در هراس شد و به او گفت اين چه كارى بود كه كردى ؟
ابراهيم ( ع ) - آن را براى چه مىخواهيد و با آن چه كارى داريد ؟
آزر - آن را بپرستيم و عبادت كنيم .
ابراهيم - واى شما چيزى را كه خود مىسازيد مىپرستيد ؟
آزر ، رو بمادر ابراهيم - آنكه ملك ما بدست او از ميان ميرود همين است .
شرح -
از مجلسى « ره » - قوله
« ان آزر أبا ابراهيم »
- بدان كه عامه اختلاف دارند در باره پدر ابراهيم :
1 - رازى در تفسير قول خدا تعالى
إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ
گفته است ظاهر اين آيه دلالت دارد بر اينكه پدر ابراهيم آزر است و برخى گفتهاند نامش تارخ است .
2 - زجاج گفته ميان نسبشناسان اختلافى نيست در اينكه نامش تارخست و برخى ملحدان از اين راه به قرآن طعنه زنند و اعتراض كنند .
من گويم - سپس براى توجيه آن چند وجه ذكر كرده تا آنكه گفته :
وجه چهارم اينست كه پدر ابراهيم تارخ بوده و آزر عم او است و بسا كه بعم پدر گويند چنانچه خداوند از گفته اولاد يعقوب بيان كرده است
نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ
و معلومست كه اسماعيل عم يعقوب بوده و لفظ اب بر او اطلاق شده و همچنين است در اينجا و سپس گفته است پس از كلامى :