تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
( 1 ) فرمود : كار برادران ابراهيم اين بود كه بت مىساختند و ببازار ميبردند و ميفروختند : فرمود مادرش ابراهيم را آورد و او را بر سر راه نشانيد و برادرانش به او گذر كردند و در ميان آنها درآمد و بهم راه آن‌ها به خانه آمد و چون چشم پدرش به او افتاد او را دوست داشت و محبتش در دل افتاد و تا خدا مىخواست پائيد و در اين ميان كه يك روز برادرانش بت ميساختند ابراهيم تيشه را بدست گرفت و چوبى برداشت و از آن بتى تراشيد كه هرگز بهتر از آن را نديده بودند . آزر بمادرش گفت راستى من اميدوارم كه ببركت اين پسرت خيرى بما برسد ، فرمود در اين ميان كه چنين بودند ابراهيم تيشه را گرفت و بتى را كه ساخته بود شكست و پدرش از اين كار او سخت در هراس شد و به او گفت اين چه كارى بود كه كردى ؟ ابراهيم ( ع ) - آن را براى چه مىخواهيد و با آن چه كارى داريد ؟ آزر - آن را بپرستيم و عبادت كنيم . ابراهيم - واى شما چيزى را كه خود مىسازيد مىپرستيد ؟ آزر ، رو بمادر ابراهيم - آنكه ملك ما بدست او از ميان ميرود همين است .

شرح -

از مجلسى « ره » - قوله « ان آزر أبا ابراهيم » - بدان كه عامه اختلاف دارند در باره پدر ابراهيم : 1 - رازى در تفسير قول خدا تعالى
إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ
گفته است ظاهر اين آيه دلالت دارد بر اينكه پدر ابراهيم آزر است و برخى گفته‌اند نامش تارخ است . 2 - زجاج گفته ميان نسب‌شناسان اختلافى نيست در اينكه نامش تارخست و برخى ملحدان از اين راه به قرآن طعنه زنند و اعتراض كنند . من گويم - سپس براى توجيه آن چند وجه ذكر كرده تا آنكه گفته : وجه چهارم اينست كه پدر ابراهيم تارخ بوده و آزر عم او است و بسا كه بعم پدر گويند چنانچه خداوند از گفته اولاد يعقوب بيان كرده است
نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ
و معلومست كه اسماعيل عم يعقوب بوده و لفظ اب بر او اطلاق شده و همچنين است در اينجا و سپس گفته است پس از كلامى :
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 327 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى