3 - و از مطالعه تاريخ بحث معراج نظريات چندى ميان مسلمانان در اين باره بوده است .
1 - معراج جسمانى با وضع عادى پيغمبر ( ص ) كه ظاهر آيه و اخبار بوده است .
2 - معراج روحانى بر سبيل كشف و شهود و خلع بدن كه معتقد عرفاء است و آنچه از عايشه نقل شده قابل حمل بر آنست .
3 - معراج روحانى از راه رؤياى صادقه كه صريح قول معاويه است .
4 - معراج هورقليائى كه از شيخ احمد احسائى نقل شده و گفته كه چون تن پيغمبر ممزوجى از عناصر و آثار افلاك بوده در مقام عروج از هر كرهاى آنچه در وجودش از آن آن كره بوده گذاشته و بالا رفته و در هر آسمانى هم آنچه اثر از آن آسمان در وجودش بوده گذاشته و گذشته و به همين ترتيب پوست انداخته تا بمقام قرب خداوند شتافته .
اكنون شرحى را كه من در جلد سوم كتاب خود ( الدين في طور الاجتماع ) راجع بنبوت خاصه در باره معراج نگاشتهام و در سال 1355 هجرى قمرى در نجف اشرف بچاپ رسيده در اين جا ترجمه ميكنيم .
مقاله هيجدهم - معراج
تيره پيمبران را بعالم غيب پيونديست و بر حقائق نهان از حس همگان اطلاع و توجهى به همان عالم نهانى كه پرتو حواس انسان را بدان راهى نيست و گوشها نتوانند از آن سخنى دريابند و پرنده وهم و خيال را ياراى پرواز بدان نباشد نفوس مقدسه پيمبران تا آفاقى بس بلند بگردش روند و با فرشتههاى خداوند انس گيرند و در حظيره قدس پرانند با اينكه به چشم تو پيكر آنها در تك اين عالم سفلى است ؛ به خاك آغشته است و با مردم خاكى در آميزش است و دچار شكست دردها و آلام آنست گاهى از بيمارى و گاه ديگر از رنج گرفتارى ( 110 - الكهف ) بگو من بمانند شما بشرم ، به من وحى ميرسد .
سرچشمه غيب و عالم ملكوت آستان مالك الملوك و پديدار ممالكست و پيمبران و رسولان رجال اين آستان و كاركنان اين حكومت سبحانند و بدان رفت و آمد دارند گرچه در آن به روى بيگانگان بسته و پرده در آن آويخته است و شقاوت و غشاوه انس بعالم ماده و حرص بچراگاه پست آن و فريب زيور و آرايش موهومش پيوند آنها را از آن جهان با حقيقت و زيبا گسسته و در اين ميان حائل گشته و اين دنيا طلبان در تنيدههاى هوا و هوس و آرزوهاى بى جا و بىحقيقت خويش ببازى سرگرمند و در زندانش اندر بند و گويا همى از جاى بسيار دورى به آنها فرياد زنند .
ولى براى پيمبران بزرگ كه شريعتگزاران سترك و كلى باشند با اختلاف درجات معنويه كه دارند سفارتهاى مخصوصى است بملكوت خداوند و مشاهد غيب حضرت او كه بمنزله ورود رسمى رجال حكومت است در پايتخت و مركز كشور و محضر پيشوايان ملل و خداوند جل و علا در اين ورود رسمى آنها با نظام جبروت و بزرگوارى جنود و عظمت ملك خويش از آنها پذيرائى كند و با توجه خاصى در محضر زعماء عالم ملكوت با آنها برخورد نمايد تا آيات جمال اقدس خود را بدانها بنمايد و آنان را در دربار خود يك عضو رسمى معرفى كند كه فعاليت آنها در تبليغ عباد و ارشاد خلائق به آسمان حضرت او و محيط كرامات وى مورد قدردانى و ارزش است و اين همان مقاميست كه در زبان شرايع از آن به معراج تعبير شده .