تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
نماز خواند . و سپس سه تنگ پر برايش آوردند تنگى از شير بود و تنگى از مى و تنگ سوم از آب رسول خدا ( ص ) فرمود هنگامى كه اين تنگها را به من عرضه كردند شنيدم يكى ميگويد اگر آب را برگيرد خود و امتش غرقه شوند و اگر ميرا برگيرد خود و امتش از راه بدر شوند و اگر شير را برگيرد خود و امتش به راه راست روند . فرمود : من شير را برگرفتم و از آن نوشيدم ( سپس گويد ) در روايت حسن با تشريفاتى جبرئيل رسول خدا ( ص ) را از حجر كنار خانه كعبه بيرون مسجد آورد و سوار براق كرد . و در روايت قتاده هم نزديك به همين مضمون گويد پس از رسيدن ببيت المقدس و ملاقات با پيمبران رسول خدا ( ص ) به مكه برگشت و چون بامداد كرد آمد نزد قريش و به آنها گزارش گردش شبانه خود را داد ، اكثر مردم گفتند به خدا اين اظهار ناگوار و زشتى است به خدا كاروان يك ماه از مكه ميرود و يك ماه تمام هم برميگردد آيا محمد در يك شب اين همه راه ميرود و برميگردد به مكه . گويد بسيارى مردم مسلمان هم از دين برگشتند و مردم نزد ابو بكر رفتند و گفتند اى ابو بكر تو توجهى برفيق خوددارى ؟ او پندارد كه همين امشب ببيت المقدس رفته و در آنجا نماز خوانده و به مكه برگشته . گويد ابو بكر در پاسخ آنها گفت شما به او دروغ مىبنديد ، گفتند آرى او هم اكنون در مسجد الحرامست و خود اين داستان را براى مردم بازمىگويد . ابو بكر - به خدا اگر كه او خود گفته است راست گفته شماها چرا از اين خبر در شگفت شديد به خدا كه در يك ساعت از شب و روز خبر از آسمان به او ميرسد و من از او باور مىدارم و اين خود دور تر مىنمايد از آنچه شماها از آن در شگفت شديد سپس خودش آمد تا نزد رسول خدا ( ص ) رسيد و گفت : اى پيغمبر خدا تو به اين مردم باز گفتى كه امشب تا بيت المقدس رفتى ؟ پيغمبر - آرى من گفتم . اى پيغمبر خدا پس بيت المقدس را براى من شرح بده زيرا من خود بدان جا رفته‌ام . تا آنكه گويد حسن گفته است خداوند تعالى در باره كسانى كه به اين جهت از اسلام برگشتند اين آيه را فرستاد : ( 60 - الاسراء ) - آن خوابى را كه به تو نموديم مقرر نداشتيم جز وسيله آزمايش مردم و شجره ملعونه در قرآن و آنها را ترسانيديم و براى آنها نيفزود جز سركشى بىحد . ابن اسحاق گفته يكى از خاندان ابى بكر به من باز گفت كه عايشه همسر پيغمبر ( ص ) پيوسته مىگفت هرگز تن پيغمبر ( ص ) ناپديد نشده ولى خداوند روح او را به گردش شبانه برده . ابن اسحاق گفته كه يعقوب بن عتبة بن مغيرة بن اخنس گفته هر گاه از معاويه راجع به معراج رسول خدا ( ص ) پرسش ميشد ميگفت يك رؤياى صادقى بوده است از طرف خدا و اين گفته هر دو تن آنها مورد انكار نبود براى همين كه حسن ميگفته اين آيه
وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا
در اين باره نازل شده و براى اينكه خدا در باره ابراهيم فرمود كه بپسرش گفته
إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ
و
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 317 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى