ابن عباس گويد اول كس كه نماز خوانده على است ، جابر بن عبد اللَّه گويد پيغمبر روز 2 شنبه مبعوث شد و على روز 3 شنبه نماز خواند ، زيد بن ارقم گويد نخست كس كه با رسول خدا ( ص ) اسلام آورد على ( ع ) بود .
عفيف كندى گويد من مردى تاجر بودم و ايام حج به مكه آمدم و نزد عباس رفتم و در اين ميان كه ما بوديم ناگاه مردى آمد و برابر كعبه ايستاد و نماز خواند و سپس زنى آمد و با او نماز خواند و باز هم پسر بچهاى من بعباس گفتم اين چه دينى است ؟ گفت اين محمد بن عبد اللَّه برادرزاده منست و پندارد كه خدا او را مبعوث كرده است و گنجهاى قيصر و كسرى به دست او خواهد افتاد و اين همسرش خديجه است كه به او ايمان آورده و اين هم على بن ابى طالب است و به خدا سوگند در همه روى زمين جز اين سه كس را پيرو اين دين ندانم .
عفيف گويد كاش من چهارمين آنها شده بودم و محمد بن منذر و ربيعة بن ابى عبد الرحمن و ابو حازم مدنى و كلبى گفتهاند اول كس كه ايمان آورده على بن ابى طالب است .
كلبى گفته عمرش نه سال بود و گفتهاند يازده سال ابن اسحاق گفته اول كس كه اسلام آورد على بود در سن يازده سال . .
دنباله حديث اسلام على ( ع ) ( 1 ) سعيد بن المسيب بعلى بن الحسين ( ع ) گفت قربانت ابو بكر بهمراه رسول خدا ( ص ) بود هنگامى كه رسول خدا ( ص ) بمدينه آمد ، او كجا از رسول خدا ( ص ) جدا شد فرمود داستان ابى بكر اينست كه چون رسول خدا ( ص ) در قبا منزل كرد و انتظار ورود على ( ع ) را داشت ابو بكر به آن حضرت عرضكرد ما را بمدينه ببر زيرا مردم مدينه بقدومت شادند و براى ورودت ساعتشمارى ميكنند بيا برويم بمدينه و اين جا اقامت نكن بانتظار آمدن على من گمان ندارم تا يك ماه نزد شما آيد .
رسول خدا ( ص ) فرمود هرگز او به زودى ميرسد و من هرگز از اينجا حركت نكنم تا عموزاده و برادرم در راه خدا عز و جل و محبوبترين خاندانم نزد من و آن كسى كه جان خودش را سپر كرد و مرا از مشركان نجات داد ببايد .
فرمود : ابو بكر در اينجا بخشم شد و تنفر نمود و دلتنگ گرديد و بعلى ( ع ) حسد برد و اين اول دشمنى بود كه بخاطر على ( ع ) در سينه او كينه شد نسبت برسول خدا ( ص ) و اول مخالفتى بود
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٧٤