504 -
( 1 ) از فضل ابى العباس از امام صادق ( ع ) در تفسير قول خدا عز و جل ( 92 - النساء ) يا نزد شما آيند و دلتنگ باشند از اينكه با شما بجنگند و يا با قوم خود بجنگند - فرمود در باره بنى مدلج نازل شده زيرا آنها نزد رسول خدا ( ص ) آمدند و گفتند راستى كه ما دلتنگيم و بر ما ناگوار است كه شهادت بدهيم تو رسول خدائى پس ما نه با تو همراه هستيم و نه با قوم خود در برابر تو باشيم و اعلام بىطرفى مىنمائيم ، گويد من گفتم رسول خدا ( ص ) با آنها چه كرد ؟
در پاسخ گفت با آنها قرارداد كرد كه بيطرفى آنها را محترم شمارد تا از عرب فراغت يابد سپس آنها را دعوت كند و اگر پذيرفتند ( بسيار خوب ) و اگر نه با آنها بجنگد .
شرح -
از مجلسى ره - قوله
« نزلت في بنى مدلج »
بيضاوى در تفسير قول خدا ( 92 - النساء ) جز كسانى كه با مردمى پيوستهاند كه ميان شما و آنها پيمانى است - گفته است اين استثناء است از آيه سابق كه ميفرمايد آنان را بگيريد و بكشيد .
يعنى مگر آنها را كه بىطرفى اختيار كنند و از جنگ با شما كناره گيرند و مقصود از اين قوم خزاعه باشند و برخى آنها را از بنى اسلم دانند زيرا پيغمبر ( ص ) هنگام هجرت از مكه با هلال بن عويمر بزرگ بنى اسلم قرار بىطرفى بست كه نه با او كمك كند و نه با دشمنان او و هر كس هم به او پناهنده شود مشمول همين قرار باشد و برخى مورد آيه را بنى بكر بن زيد بن مناة دانند .
داستان قوم لوط
505 -
( 2 ) از ابى يزيد حمار از امام صادق ( ع ) فرمود راستى خدا تعالى چهار فرشته براى هلاك كردن قوم لوط فرستاد جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و كروبيل اينان بابراهيم ( ع ) گذر كردند و عمامه بر سر داشتند بر او سلام دادند ولى آنها را نشناخت و هيئت خوب و زيبائى در آنها ديد و گفت براى خدمت اينها جز خودم نشايد ؛ او مهمانخانه داشت گوساله فربهى براى آنها بريان كرد تا پخت و آن را در نزد