طواف كن .
در پاسخ گفت من اين كار را نكنم تا رسول خدا ( ص ) بدان طواف كند ، قريش او را بازداشت كردند و برسول خدا ( ص ) خبر رسيد كه عثمان بن عفان كشته شد ( سپس در ص 215 داستان بيعت رضوان را بيان مىكند و مىگويد ) :
داستان صلح ميان مسلمانان و مشركان .
ابن اسحق از زهرى نقل كرده است كه :
5 - سهيل بن عمرو اخا بنى عامر بن لوى به او گفتند نزد محمد برو و با او صلح كن و اين شرط در قرار صلح باشد كه امسال را برگردد به خدا هرگز ما تن در ندهيم كه عرب باز گويند كه محمد به زور وارد مكه شده است ، سهيل بن عمرو نزد رسول خدا ( ص ) آمد و تا چشم رسول خدا ( ص ) به او افتاد فرمود اين مردم صلح خواستند كه اين مرد را فرستادند و چون سهيل بن عمرو برسول خدا ( ص ) رسيد سخن دراز كرد و ميان آنها گفتگو شد و صلح مطرح شد و چون قرارداد صلح بپايان رسيد و جز همان نوشتن عهدنامه صلح نماند ( در اينجا پس از اظهار شك و ترديد عمر گويد ) رسول خدا ( ص ) على بن ابى طالب را خواست و فرمود بنويس
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
. سهيل - من اين جمله را نمىفهمم بنويس باسمك اللهم .
رسول خدا ( ص ) - بنويس بسمك اللهم ( آن را نوشت ) بنويس اينست قرار داد صلح محمد رسول خدا با سهيل بن عمرو .
سهيل بن عمرو - اگر من گواه بودم كه تو رسول خدائى با تو نمىجنگيدم نام خودت و پدرت را بنويس .
رسول خدا ( ص ) - بنويس اينست قرار صلح ميان محمد بن عبد اللَّه با سهيل بن عمرو - نص مواد صلح .
1 - تا ده سال جنگ متاركه باشد و مردم بهم كارى نداشته باشند .
2 - هر كه از قريش بىاجازه وليش نزد محمد آيد او را بقريش بازگردانند و هر كه از پيش محمد نزد قريش پناهنده شد او را تسليم نكنند .
3 - ميان طرفين مصونيت باشد و شمشيرى كشيده نشود و كسى را ببند و زندان نكنند .
4 - هر كه خواهد با محمد هم پيمان و هم قسم گردد و هر كه خواهد با قريش عهد و پيمان بندد ( خزاعه با كمال رغبت با پيغمبر هم عهد شدند و بنو بكر با قريش ) .
5 - در اين سال تو از همين جا برگرد و وارد مكه نشو و در سال آينده ما مكه را تخليه كنيم و تو با يارانت مدت سه روز در آن بمانيد و زيارت كنيد و همان اسلحه يك سوار همراه شما باشد و شمشيرها در غلاف باشد .
در اين ميان كه رسول خدا و سهيل در كار تنظيم و نوشتن عهدنامه بودند ناگاه ابو جندل پسر سهيل بن عمرو زنجيركشان خود را بجبهه مسلمانان انداخت و بپيغمبر پناهنده شد .
ياران رسول خدا هنگام سفر از مدينه ترديدى نداشتند كه پيروزند باعتماد خوابى كه رسول خدا ( ص ) ديده بود و چون بدين صلح برخوردند و رسول خدا ( ص ) پذيرفت كه عمره نكرده برگردد نگرانى و بددلى
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٤٦