پيش از خود ( 1 ) آيا اگر مرد يا كشته شد شماها بدنبال خود برگرديد و مرتجع شويد ؟ هر كس از دين برگردد و مرتجع شود هيچ زيانى به خدا ندارد و نرساند تا آخر آيه .
مجلسى در دنبال شرح برخى لغات حديث گويد تفصيل سخن در اين داستان موكولست بكتب سير و تواريخ و تفاسير پايان نقل از مجلسى ره .
من گويم - متن واقعه احد از كتاب سيره ابن هشام چنين است ( ص 65 ج 2 ط مصر ) .
چون در جنگ بدر جمعى از قريش كشته شدند و گريختهها به مكه بازگشتند و ابو سفيان هم كاروان را به مكه رسانيد عبد اللَّه بن ابى ربيعه و عكرمه پسر ابى جهل و صفوان بن اميه و جمعى از رجال قريش نزد ابو سفيان و سائر تجار قريش رفتند و گفتند محمد شما را خوندار كرد و نيكان شما را كشت سرمايه كاروان را بودجه جنگ سازيد با او نبرد كنيم تا شايد انتقام خود را بستانيم و موافقت كردند .
ابن اسحق گفته اين آيه در باره آنها نازل شد ( 36 - الانفال ) آنان كه كافرند مال خود را خرج كنند تا از راه خدا جلوگيرند الخ .
با موافقت ابو سفيان همه قريش براى جنگ با رسول خدا هم دست شدند با احباش و موافقان از بنى كنانه و اهل تهامه و مبلغانى به اطراف فرستادند .
1 - ابو غره جمحى كه شاعرى شيوا بود و پيغمبر او را از اسيران بدر آزاد كرده بود و متعهد شده بود بر عليه او اقدامى نكند بتحريك صفوان و وعده مساعدت او عهد او را شكست و بدعوت بنى كنانه پرداخت و اين شعر بساخت :
آيا رزمجويان عبد منات * شما خود حمات و پدرها حمات
پس از بدر يارى نشايد دريغ * رهايم نسازيد و يازيد تيغ
2 - مسافع بن عبد مناف جمحى بتشويق بنى مالك بن كنانه پرداخت و گفت :
اى مالك راد پيشروز نخست * سوگند بخويشى و بپيمان درست
بيگانه و خويش را ببايد پيوند * سوگند ميان شهر مكه محكم بر بند
در نزد حطيم كعبه بىمانند جبير بن مطعم هم غلام حبشى خود را بنام وحشى خواست ( وحشى يك نيزه انداز ماهر حبشه بود كه تيرش كمتر خطا ميكرد ) به او گفت اگر حمزه عموى محمد را به خون عمويم طعيمة بن عدى كشتى آزادى .
همه قريش و پيروان آنان بعزم رزم بيرون رفتند و زنان خود را هم بجبهه بردند تا براى حفظ آنها از جانبازى دريغ نكنند به اين شرح :
1 - هند زن ابو سفيان دختر عتبه .
2 - ام حكيم عروس ابى جهل .
3 - برزه همسر صفوان بن اميه .