تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
عمير پرچم‌دار رسول خدا ( ص ) كشته شد و سعد بن عباده پرچم انصار را بدست گرفت و رسول خدا ( ص ) زير آن ايستاد و اصحابش گرد او را گرفتند و پرچم مهاجرين در پايان آن روز بدست روم يكى از بنى عبد الدار سپرده شد و پرچم اوس بدست اسيد بن حضير بود و مدتى با مشركان درآويختند و در هم ريختند و جنگ تن بتن كردند و مشركان شعار يا للعزى و يا للهبل بلند كردند و به خدا كه ما را در فشار دردناكى گزاردند و كشتار بنيان‌كنى از ما نمودند و به رسول خدا ( ص ) دست يافتند و آن ضربتها را به او زدند و به حق آن كه وى را براستى مبعوث كرده يك وجب از جاى خود عقب نرفت و ماننده كوه برابر دشمن ايستاده بود و اصحاب او يك بار به او پناه مىبردند و يك بار ديگر متفرق مىشدند و آن دسته از مردانى كه با رسول خدا ( ص ) پاى برجا ماندند چهارده كس بودند هفت تن از مهاجران و هفت تن از انصار مهاجران بدين شرح بودند : 1 - على 2 - ابو بكر 3 - عبد الرحمن بن عوف 4 - سعد بن ابى وقاص 5 - طلحة بن عبيد اللَّه 7 - ابو عبيدة بن جراح 8 - زبير بن عوام و شماره انصار اين است : 1 - حباب بن منذر 2 - ابو دجانه 3 - عاصم بن ثابت 4 - حرث بن صمه 5 - سهل بن حنيف 6 - سعد بن معاذ 7 - اسيد بن حضير . واقدى گويد روايت شده كه سعد بن عباده و محمد بن مسلمه در آن روز بر جاى ماندند و پايدارى كردند و نگريختند و در اين روايت اين دو تن بجاى سعد بن معاذ و اسيد بن حضير آمده‌اند . واقدى گويد در آن روز هشت تن با پيغمبر بپايدارى تا مرگ بيعت كردند سه تن از مهاجران و 5 تن از انصار از مهاجران على ( ع ) بود و طلحه و زبير و از انصار ابو دجانه و حارث بن صمه و حباب بن منذر و عاصم بن ثابت و سهل بن حنيف . گويد و از اين هشت در آن روز كسى كشته نشد ولى باقى مسلمانان همه گريختند و رسول خدا ( ص ) در دنبال آنان فرياد ميكشيد تا جمعى از آن‌ها به محل مهراس رسيدند . واقدى گويد در حديث عتبة بن خبيره از يعقوب بن عمرو بن قتاده است كه در آن روز سى تن برابر پيغمبر ( ص ) پايدارى كردند و هر كدام مىگفتند چهره من سپر چهره‌ات باد و جانم سپر جانت و درود اميدوار من بر تو باد . من گويم در باره عمر اختلاف است كه در آن روز گريخته يا نه با اينكه راويان اتفاق دارند بر اينكه عثمان گريخته است . واقدى گويد عمر هم گريخت ولى محمد بن اسحق و بلاذرى گويند پايدارى كرد و نگريخت و راويان اهل حديث اتفاق دارند كه ابو بكر نگريخت و با آن‌ها كه پايدارى كردند بجا ماند و اگر چه قتل و قتالى از او بيان نشده و خود پايدارى هم حكم جهاد را دارد . و اما در روايات شيعه است كه همه گريختند جز على و طلحه و زبير و ابو دجانه و سهل بن حنيف و عاصم بن ثابت و برخى شيعه نقل كنند كه 14 كس با پيغمبر ماندند ولى ابو بكر و عمر را ميان آن‌ها نشمردند و بسيارى از اصحاب حديث نقل كرده‌اند كه عثمان بعد از روز سوم خدمت پيغمبر ( ص ) رسيد و آن حضرت از او پرسيد تا كجا رسيدى ؟ در پاسخ گفت تا اعوص و پيغمبر ( ص ) به او پاسخ تعرض آميزى داد تا اينجا كلام ابن ابى الحديد است . و عجب اينست كه وى در اينجا نقل كرده است كه روات اتفاق دارند بر اينكه أبو بكر نگريخته
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 224 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى