تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
وحشى گويد به من روى آورد ولى از پا درافتاد و من درنگ كردم تا جان داد و سپس رفتم حربه خود را برداشتم و دنبال كار خود رفتم چون ديگر كارى نداشتم . چون جنگ سخت شد و عمير بن مصعب پرچمدار رسول خدا كشته شد رسول خدا ( ص ) زير پرچم انصار نشست و بعلى ( ع ) پيغام داد پرچم خود را پيش بر على ( ع ) پيش راند و فرياد ميزد منم ابو القصم و ابو سعد پرچمدار قريش او را بنبرد خود دعوت كرد و على در ضربت دوم او را كشت ( و پس از شرح كارزار يلان اسلام و شرك گويد ) . خداوند مسلمانان را يارى داد و صفوف مشركان را متلاشى كردند و آنها را بگريز واداشتند و بلشكرگاهشان ريختند - از عبد اللَّه بن زبير نقل شده كه به خدا سوگند كه من به چشم خود ديدم خدمتكاران هند و همراهانش دامن بكمر زدند و گريزان شدند و پرچم شرك بىصاحب ميان ميدان افتاد و كسى را ياراى آن نبود كه بدان نزديك شود ولى متاسفانه تيراندازان موضع خود را رها كردند و خود را بلشكر رسانيدند و عقب جبهه بىنگهبان ماند و سواره نظام قريش بر ما دور زد و از پشت بما حمله كرد و ما در محاصره افتاديم و بانگ برخاست كه محمد كشته شد . ابن اسحق گفته مسلمانان گريزان شدند و دشمن بدان‌ها دست يافت روز آزمايش و امتحان بود و جمعى از مسلمانان را خدا بشرف شهادت كرامت بخشيد تا دشمن خود را به رسول خدا ( ص ) رسانيد و او را سنگ‌باران كردند و سنگى بدهانش خورد و دندان پيشين او را شكست و چهره‌اش آسيب ديد و لبش زخم شد و عتبه بن ابى وقاص بود كه چنين گستاخى كرد خون از چهره رسول خدا ( ص ) روان شد و او خون را ميزدود و ميفرمود : چگونه رستگار شوند مردمى كه چهره پيغمبر خود را بخاطر دعوت بسوى پروردگار رنگين كنند و خدا او را به اين خطاب عتاب كرد ( آل عمران - 128 ) تو را هيچ اختيارى نيست كه از آنها توبه پذيرى يا آنها را كيفر دهى زيرا كه آنها ستمكارانند . پيغمبر زخم برداشت و دو دندان زيرين او شكست و لب پائين او مجروح شد و پيشانى او شكست و گونه‌اش ريش شد و دو حلقه از زره بدان فرو نشست و درگير و دار جنگ درون يكى از حفره‌ها كه ابو عامر سر راه مسلمانان كنده بود در افتاد و على ( ع ) دست او را گرفت و برآورد و بنقل ابى بكر ابو عبيده جراح با دندانهاى خود حلقه‌هاى زره را از گونه پيغمبر بيرون كشيد و دندان‌هاى پيشين او كنده شد . چون رسول خدا سخت محاصره شد جانبازان راه حق را طلبيد و زيد بن سكن با پنج تن از انصار در برابر او دفاع كردند تا يك به يك شربت شهادت نوشيدند و آخر كس زياد يا عماره بود كه زخم فراوان برداشت و از پا افتاد و پيغمبر فرمود او را نزد وى آوردند و سرش را بدامن گرفت و روى دامن پيغمبر جان سپرد . پس از آنكه غوغاى جنگ فرو كشيد و برخى مسلمانان خود را گرد پيغمبر كشيدند و ستاد او فراهم شد با آنها به طرف عمق دره احد عقب گرد كرد ابو بكر و عمر و على و طلحه و زبير و حرث بن صمة و گروهى از مسلمانان هم راه او بودند و چون رسول خدا ( ص ) در درون دره تكيه داد ( كه چون غار بسيار كوچكى است ) ابى بن خلف خود را به او رسانيد و فرياد ميزد اى محمد يا نجات من يا نجات تو .
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 230 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى