شرح - از مجلسى ره - قوله
« لما رأى ابراهيم ملكوت السموات و الارض »
اين اشاره است به فرموده خدا تعالى ( 75 - سوره الانعام ) و همچنين نموديم بابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را و براى اينكه بوده باشد از مؤمنان - ملكوت همان ملكست و تاء براى مبالغه است مانند تاء رغبوت از رغبت و تاء رهبوت از رهبت .
ميان مفسران در تفسير اين نمودن اختلافست و دو قول دارد :
1 - خدا ملكوت را با ديده وى بوى نمود گفتهاند خداوند آسمانها را در برابرش شكافت تا عرش و كرسى و آنجا كه عالم جسمانى بدان پايان يابد از سوى بالا به چشم ديد و زمين تا سطح آخرين عالم جسمانى برايش شكافته شد ، و آنچه عجائب و بدايع در آسمانها بود ديد و هر آنچه عجائب و بدائع در درون زمين بود ديد و از ابن عباس هم بمانند آنچه در كتابست روايت كردهاند .
2 - اين نمايش به چشم دل و خرد بوده نه به چشم سر و حس ظاهر و هر كدام از اين دو ممكنست و دومى با عقل مناسبتر است و اولى با روايت وارده در تفسير آيه چسبندهتر است چنانچه در تفسير امام حسن عسكريست كه رسول خدا ( ص ) فرمود :
چون ابراهيم ( ع ) بملكوت بالا برآمد و اينست معنى قول پروردگارم « و همچنين نموديم بابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را و تا آنكه از مؤمنان با يقين باشد و خدا چون او را تا زير آسمان بالا برد ديده او را نيرومند ساخت تا هر زمين و هر كه در آن بود از درون و بيرون آن ديد و سپس بمانند آنچه در اين خبر است يادآور شده است .
و صفار در بصائر به چند طريق از امام صادق و امام باقر ( ع ) در تفسير اين آيه چنين نقل كرده است :
فرمودند : براى ابراهيم هفت آسمان بر كنار شد تا به بالاى عرش نگريست و زمين بر كنار شد تا آنچه در هوا بود ديد و براى محمد ( ص ) همچنين شد و من مىدانم كه براى صاحب الامر شماها و امامان پس از وى همچنين مىشود و روايت كرده بسند خود از جابر از امام باقر ( ع ) كه از او پرسيدم از قول خدا
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ
الآية .
گويد من سر به زير بودم و به زمين نگاه ميكردم امام دست به بالا بر آورد و به من فرمود سر خود را بلند كن من سر برداشتم و بسقف نگاه كردم كه از هم شكافته بود تا ديدهام بيك تابش نورى افتاد كه چشمم را خيره كرد .
گويد سپس به من فرمود : ابراهيم ملكوت آسمان و زمين را چنين ديد تا آخر آنچه را كه ما در كتاب بزرگ خود ( بحار الانوار ) نقل كرديم و اين دور نيست زيرا ممكنست خداوند موانع رؤيت را در اين حالت از ميان بردارد .
« قوله
كيف تخرج
» اين تفسير قول خدا است كه گفت :
كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى
يعنى هر گاه اين جانوران همديگر را بخورند و از آن منى پديد آيد و مايه جاندار ديگر گردد آيا اين اجزاء با كدام تن برگردد و مقصود از اين پرسش اينست كه براى مردم آشكار شود .
پاسخ اين شبهه كه ملحدان و منكران معاد بدان چسبيدهاند چون كه گفتهاند اگر آدمى آدمى ديگر را خورد و جزء غذاى او شد و عضو تنش گرديد و مرد اين اجزاء كه خورده شده ( يا در تن هر دو برگردند و اين محالست ) يا در تن آكل برگردد و يا در تن مأكول و بر هر صورت معاد ديگرى كامل