شرح -
از مجلسى ره - « قوله
بطاعة
» بنا بر اين تاويل ترك طاعت كسى كه خداوند بطاعت او فرمان داده است بمنزله شرك به خدا است زيرا خدا را در اين باره اطاعت نكرده است و شياطين جن و انس را اطاعت كرده و از اين رو تعبير كرده است از طاعت ولى امر بذكر خداى يگانه يا اينكه چون يگانگى خداوند فهميده نشود جز به آموزش از آنها طاعت آنها را توحيد ناميده است . .
472 -
( 1 ) از كثير بن كلثمه از امام باقر و يا از امام صادق ( ع ) در تفسير قول خدا عز و جل ( 37 - البقره ) دريافت كرد آدم از پروردگارش سخنانى - فرمود آن سخنان اين بود كه :
نيست شايسته پرستشى جز تو منزهى تو بار خدايا و من بسپاس تو اندرم بد كردم و به خود ستم كردم مرا بيامرز و تو بهترين آمرزندههائى .
نيست شايسته پرستشى جز تو منزهى تو بار خدايا و من بسپاس تو اندرم بد كردم و به خود ستم كردم مرا بيامرز و به من مهربانى كن و توئى ارحم الراحمين .
نيست شايسته ستايشى جز تو منزهى تو بار خدايا و من بسپاس تو اندرم بد كردم و به خود ستم كردم توبه مرا بپذير زيرا تو پر توبه پذير و مهربانى .
و در روايت ديگر در تفسير قول خدا عز و جل
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ
فرموده است از او به حق محمد و على و حسن و حسين و فاطمه ( ص ) درخواست كرد .
در ملكوت ابراهيم ( ع ) و مكاشفه او
473 -
( 2 ) از ابى بصير از امام صادق ( ع ) فرمود چون ابراهيم ( ع ) ملكوت آسمانها و زمين را به چشم خود ديد توجهى نمود و ديد مردى زنا مىكند و بر او نفرين كرد و مرد و سپس ديگرى را ديد و به او هم نفرين كرد و او هم مرد تا سه تا كه ديد و به آنها نفرين كرد و مردند و خدا عز ذكره به او وحى كرد