تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
( 1 ) كه اى ابراهيم دعاى تو مستجابست بر بنده‌هاى من نفرين نكن زيرا اگر ميخواستم آنها را نمىآفريدم . راستى من بنده‌هايم را سه دسته آفريدم . 1 - بنده‌اى كه مرا ميپرستد و به من هيچ شركى نياورد و من به او ثواب مىدهم . 2 - بنده‌اى كه ديگرى را پرستد و از دست من بدر نرود . 3 - بنده‌اى كه ديگرى را پرستد و از پشت او بنده‌اى برآورم كه مرا پرستد . سپس رو برگردانيد و يك مردار گنده‌اى را ديد كه در كناره دريا است و نيمى از آن در دريا و نيم ديگر در خشكيست و درنده‌هاى دريا آيند و از آنچه كه در دريا است بخورند و برگردند و به يك ديگر يورش برند و همديگر را هم بخورند و درنده‌هاى بيابان آيند و از آن بخورند و بهم يورش برند و يك ديگر را بخورند و ابراهيم در اين هنگام از آنچه ديد در شگفت شد و گفت پروردگارا به من بنما كه : چگونه مردگان را زنده كنى ؟ گفت چگونه از هم برآرى آنچه را يك ديگر را خورده‌اند خدا فرمود : آيا تو ايمان ندارى ؟ گفت چرا و ليكن ميخواهم دلم آسوده گردد يعنى اين حقيقت را به چشم خود بنگرم . چنانچه همه چيز را مينگرم . خدا فرمود : پس چهار مرغ را بگير و بسوى خود فراهم ساز و سپس هر جزو از آنها را بر كوهى بنه آنها را تيكه تيكه كن و بهم درآميز چنانچه اين مردار با ساير جانداران درآميزد كه يك ديگر را خورند آن‌ها را هم باهم درآميز و سپس هر جزوى از اين بهم آميخته را در سر كوهى بنه و سپس آن‌ها را بخوان تا شتابان نزد تو آيند و چون ابراهيم ( پس از اجراء دستور ) آن پرنده‌ها را نزد خود خواند اجابت كردند ( زنده شدند و پرزنان بسوى او آمدند ) .
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 195 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى