روايت كرده كه امام صادق ( ع ) فرمود راستى فاطمه بنت اسد نزد أبى طالب آمد و او را بولادت پيغمبر ( ص ) مژده داد و در پاسخ او فرمود يك سبت صبر كن مانند او به تو داده شود بجز مقام نبوت و فرمود سبت سى سال است و ميان ولادت پيغمبر ( ص ) و امير المؤمنين سى سال فاصله بود .
من گويم اين دو خبر دلالت دارند كه ابى طالب پيش از بعثت هم ايمان داشت و اجماع شيعه بر آن است و اخبار متواتره از كتب خاصه و عامه بر آن دلالت دارند و بسيارى از بزرگان محدثان در اين باره كتاب مستقلى تأليف كردهاند و از آن جمله است سيد جليل فخار بن معد موسوى « رضي الله عنه » - نقل از مجلسى ره .
من گويم - در دنبال اين حديث مرحوم مجلسى ره شرح مفصلى در اثبات اسلام ابى طالب از اخبار و اشعار وى بيان داشته است و من در مقدمه جلد دوم كتاب شرح و ترجمه خصال در اين باره بحث مفصل و مستدلى ايراد نمودهام و اين كتاب براى بار سوم در مطبعه اسلاميه چاپ و از كتاب فروشى اسلاميه در بوذرجمهرى منتشر شده هر كس طالب تحقيق در اين موضوع باشد بدان جا مراجعه كند .
در معنى وام دادن به خدا تعالى
461 -
( 1 ) از مردى از امام كاظم ( ع ) در تفسير قول خدا تعالى ( 11 - الحديد ) كيست كه به خداوند قرض الحسنه بدهد و خدا او را برايش چند برابر كند و مزد ارجمندى هم داشته باشد - فرمود : مقصود از آن كمك به امام است در دوران دولت و حكومت فاسقان و نابكاران .
شرح -
از مجلسى ره - « قوله
صلة الامام
» يعنى اين افضل افراد آنست و محتملست مخصوص بدان باشد .
در اندازه خوف و رجاء مؤمن از خدا
462 -
( 2 ) از سنان بن طريف گويد از امام صادق ( ع ) شنيدم ميفرمود : براى مؤمن سزاوار است كه از خداوند تبارك و تعالى چنان بترسد كه گويا بدوزخ سرازير است و تا آن اندازه بوى اميدوار باشد كه گويا از اهل بهشت است .
سپس فرمود : راستى خدا عز و جل همان نزد گمان بنده مؤمن خود است اگر خوشبين باشد به خداوند براى او خوش ببار آورد بد بين باشد بدى بيند .