تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦

در انتظار فرج آل محمد - ص

449 -

( 1 ) از عبد الملك بن اعين گويد من نزد امام باقر ( ع ) برخاستم و بدست خود تكيه زدم و گريستم امام صادق ( ع ) فرمود : تو را چه شده ؟ گفتم من اميدوار بودم كه قيام قائم و ظهور دولت حقه را دريابم و ثوابى داشته باشم ؟ در پاسخ فرمود : شما خشنود نيستيد كه دشمنانتان يك ديگر را بكشند و شما آسوده در خانه خود نشسته باشيد راستش اينست كه هر گاه اين أمر رخ دهد بهر مردى از شماها نيروى چهل مرد داده شود و دلهاى شما چون كوه آهن گردد و اگر بكوهها افتند آنها را از بن برآرند و شماها حاكمان روى زمين و خزانه‌داران آن باشيد ( و پناه دهندگان آن باشيد خ ل ) .

450 -

( 2 ) از هارون بن عنترة از پدرش گويد شنيدم امير المؤمنين ( ع ) پى درهم مىفرمود : او انگشتان دست خود را درهم كرده بود و مىفرمود گشايش من تنگى من است و تنگى من گشايش من است ( گشاده شو تا تنگ شوى و تنگ شو تا گشاده گردى خ ) . سپس فرمود : شتاب‌زده‌ها هلاك شدند و مقربان نجات يافتند و سنگريزه بر سر ميخ آنها بر جا ماند من به خداوند براستى سوگند مىخورم كه پس از دوران غم و اندوه فتح و گشايش شگفت آورى است .

شرح -

از مجلسى ره - قوله و « شبك بين اصابعه » به اين روش كه انگشتان يك دست را ميان انگشتان دست ديگر فرو كرده و آنها را تا بيخ انگشتان مىبرد و بيرون ميكشيد تا بسر انگشتان براى نمايش تنگى و فراخى دنيا به اين دو حالت . قوله « تضيقى تفرجى » يعنى تنگى دنيا بفراخى كشد و فراخى آن بتنگى چنانچه خدا تعالى فرمايد
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
و بالعكس مقصود اينست كه سختى دنيا راحت است يا چون مىدانم برضاى
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 176 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى