تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
1 - چون قريش تصميم گرفتند بسوى مدينه روند بيادشان آمد كه با بنى بكر بن عبد مناة در جنگند و نزديك بود فسخ عزيمت كنند و شيطان در صورت سراقة بن مالك كنانى با قشونى بدانها نمايان شد او از اشراف كنانه بود و بدانها گفت امروزه كسى از مردم بر شما چيره نگردد و من شما را در پناه خود مىگيرم يعنى از كنانه در امان مىدارم و چون شيطان ديد فرشته‌ها از آسمان فرود مىآيند و دانست در برابر آن‌ها توانائى ندارد پشت بگريز داد - از ابن عباس و سدى و كلبى و ديگران . 2 - چون دو قشون باهم برخوردند ابليس در صف مشركين بود و دست حرث بن هشام را به دست داشت و بدنبال برگشت حرث به او گفت اى سراقه در اين وقت دست از يارى ما ميكشى ؟ گفت من چيزى را مىبينم كه شماها آن را نمىبينيد حرث گفت به خدا نبينى جز جاسوسان يثرب را و شيطان به سينه او كوفت و گريخت و لشكر مشركين پا بگريز نهادند و چون به مكه برگشتند گفتند سراقه بود كه مردم را گريزاند و شكست داد . سراقه گفت به خدا من از رفتن شما هم بىاطلاع بودم تا خبر شكست شماها به من رسيد گفتند تو فلان روز نزد ما آمدى . براى آنها قسم خورد كه من نبودم و چون مسلمان شدند دانستند كه او شيطان بوده است - از كلبى و اين قول از امام باقر و امام صادق ( ع ) هم روايت شده است . 3 - ابليس صورت خود را نتواند ديگرگونه سازد و به صورت سراقه درآيد ولى خدا است كه او را به صورت سراقه درآورده تا نشانه صدق و پيروزى پيغمبر ( ص ) گردد . 4 - ابليس به صورت انسانى درنيامده است و اين سخن را بر وجه وسوسه به آنها القاء كرده است - از حسن و بلخى آن را اختيار كرده . و شيخ مفيد در ضمن كلام خود گفته ممكنست خداوند جن و آنچه بمانند آنها است توانا ساخته باشد كه بتوانند بر خود فراهم شوند و ببرخى عناصر خويش تكيه كنند و بوضعى درآيند كه مردم آنها را توانند ديد و به صورت ديگر جانداران جلوه كنند زيرا آنها جسم رقيقى دارند كه اين تشكل در آن امكان دارد .

420 -

( 1 ) از امام صادق ( ع ) كه رسول خدا ( ص ) بر آن تلى كه امروز مسجد فتح بر آن ساخته شده ايستاد هنگام جنگ احزاب بود و شبى تاريك و سرد پس فرمود : چه كسى است كه برود ميان قشون دشمن و گزارشى از آن‌ها براى ما بياورد و مزد او بهشت باشد ، كسى از جا برنخاست سپس گفته خود را بازگفت و كسى برنخاست امام صادق ( ع ) با حركت دست خود فرمود ؟ آن مردم چه ميخواستند ؟ بهتر از بهشت ميخواستند ؟