تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
( 1 ) ابو لهب از جا جست و تيغ خود را برداشت و ام جميل به او درآويخت و او دست بالا برد چنان سيلى به او زد كه چشمش از بيخ كنده شد و تا مرد يك چشم بود و ابو لهب دست بشمشير بيرون شد و چون چشم قريش به او افتاد و از رخساره او خشم او را دريافتند و به او گفتند اى ابو لهب تو را چه شده است ؟ در پاسخ گفت من با شما بخاطر حفظ برادرزاده‌ام بيعت كنم و شما ميخواهيد او را بكشيد سوگند بلات و عزى قصد دارم مسلمان شوم و سپس شما مىدانيد كه چه خواهم كرد ، و قريش از او عذر خواستند و او برگشت .

شرح -

از مجلسى ره - « ان امرأ عمه عينه في القوم » مقصود از عم يا ابو لهب است و يا خود ابى طالب و اولى اظهر است زيرا ظاهر اينست كه مقصود او حمل ابى لهب بر حميت و غيرتست و مقصود از عين آقا يا پاينده و نگهبانست و مقصود اينست كه كسى كه چون تو عموئى دارد زعيم و آقاى قريش نشايد كه ميان آن‌ها خوار شود پايان نقل از مجلسى ره . من گويم ظاهر اينست كه اين يك ضرب المثل معروف بوده است كه ابى طالب آن را بابى لهب يادآورى كرده و اين هم يكى از توطئه‌هائى بوده كه قريش براى كشتن پيغمبر داشته‌اند و ابى طالب آن را كشف كرده و بدين وسيله خنثى كرده است و ظاهرا اين توطئه پيش از حادثه محاصره در شعب ابى طالب بوده .

يكى از نيرنگهاى شيطان بر عليه مسلمانان

419 -

( 2 ) از زرارة از ابى جعفر ( ع ) فرمود ابليس در روز جنگ بدر مسلمانان را در چشم كفار اندك ميشمرد و كفار را در چشم مسلمانان فزون ميكرد و جبرئيل با شمشير به دو حمله‌ور شد و او رو بگريز نهاد و مىگفت اى جبرئيل راستى كه من مهلت دارم من مهلت دارم و دويد تا خود را به دريا افكند زراره گويد من به امام باقر ( ع ) گفتم براى چه مىترسيد با اينكه مىدانست مهلت دارد ؟ فرمود از اينكه عضوى از او را ببرد .

شرح -

از مجلسى « ره » - شيخ طبرسى گفته است بحث است كه شيطان روز بدر چگونه عيان شد .