شرح -
از مجلسى ره - « قوله
ارسل عينيه
» يعنى اشك از دو چشمش روانه شد .
قوله
« فلينظر كل رجل منكم من جليسه »
اين را براى آن گفت تا معلوم شود جاسوس در ميان آنها هست يا نه و حذيفه مقصود او را دريافت و آغاز پرسش از همنشينان خود كرد تا او را از خود دانند و از او چيزى نپرسند كه در تنگناى پاسخ افتد .
قوله
« انه كان ليشبه يوم القيامة »
يعنى شب كفار بر اثر طوفان و پريشانى و سرگردانى و بيم و هراس چون روز رستاخيز بود و ممكن است مقصود بيان حال وحشت و هراس مسلمانان باشد در برابر لشكر احزاب پيش از نزول پيروزى از جهت سرما و ترس و گرسنگى كه بر آنها مستولى شده بودند .
در فضيلت مسجد كوفه و داستان حضرت نوح - ع
421 -
( 1 ) از مفضل بن عمر گويد من در كوفه خدمت امام صادق ( ع ) بودم در آن روزگارى بود كه براى ديدار ابو العباس ( سفاح نخست خليفه عباسى ) آمده بود رفتيم تا به محل كناسه رسيديم ( بضم كاف محل مشهورى بوده در شهر كوفه و حكم ميدان عمومى داشته ) فرمود در اين جا عمويم زيد رحمه اللَّه را بدار آويختند سپس گذشت تا رسيد بطاق زيتفروشان كه در آخر بازار سراجها بود و پياده شد و فرمود : تو هم پياده شو زيرا اين جا همان مسجد نخست كوفه است كه آدم ( ع ) نقشه كشيد و من خوش ندارم كه سواره در آن درآيم .
گويد گفتم پس چه كسى نقشه آن را تغيير داده ؟ فرمود : نخست طوفان دوران نوح ( ع ) و سپس اصحاب خسرو ايران و نعمان ( بن منذر يكى از ملوك عرب ) سپس زياد بن سفيان من گفتم كوفه و مسجدش در زمان نوح ( ع ) بودهاند ؟
در پاسخ من فرمود : آرى مفضل خانه نوح و قوم او هم در آبادى بوده كناره نهر فرات از آن سو كه مغرب شهر كوفه كنونى است فرمود خود نوح ( ع ) هم مردى بود درودگر و خدا عز و جل او را پيغمبر ساخت و او را برگزيد و نوح نخست كس بود كه كشتى ساخت و به آب انداخت فرمود : نوح هزار الا