380 -
( 1 ) از ابن سنان از ابى الجارود بمانند همين روايت ( با اين عبارت ) :
گويد بعلى بن الحكم گفتم موات از بزها چيست ! فرمود : مقصود آنها است كه كاملا با هم برابر شدهاند و بر يك ديگر برترى ندارند .
من گويم اين شرح و بيانى كه على بن الحكم در تفسير كلمه الموات من المعز كرده است به خوبى آن توجيهى كه من از روايت كردهام با آن تطبيق مىكند و موضوع را روشن مينمايد و معلوم مىشود كه توجيه مجلسى ره بسيار بىاساس است .
اندرزهاى حكيمانه از امام صادق - ع
381 -
( 2 ) از عيص بن قاسم گويد شنيدم امام صادق ( ع ) ميفرمود . بچسبيد بتقوى از خدائى كه يگانه است و شريك ندارد و خود را بپائيد به خدا سوگند كه مردى براى رمه گوسفند خود چوپانى مىگيرد و چون مردى پيدا كند كه بچوپانى گوسفندانش داناتر است از آنكه بچوپانى آنان اندر است او را بر دارد و آن داناتر را بجاى او گزارد ( يعنى اگر از من داناترى براى رهبرى و شبانى امت بود خداوند بجاى من او را مىگماشت ) به خدا اگر براى يك آدم از شماها دو جان بود تا با يكى نبرد ميكرد و تجربه مىآموخت و با ديگرى زنده مىماند ( و نتيجهگيرى ميكرد ) و آنچه را آزمايش كرده بود به كار مىبست ( چه خوب بود ) ولى هر كس را يك جان بيشتر نيست و چون بدر رفت جاى توبه و پشيمانى و جبران خطائى كه مرتكب شده است نمىماند پس شما خود سزاوارتر و بهتر مىتوانيد در باره ماده دعوت كسى كه از طرف ما خاندان نزد شما مىآيد قضاوت كنيد و در باره خويش مصلحتانديش باشيد .
( گويا سعدى از اينجا گرفته و گفته است .
مرد خردمند هنرپيشه را * عمر دو بايست در اين روزگار
تا بيكى تجربه آموختن * با ديگرى تجربه بردن به كار )
شما خوب تأمل كنيد كه براى چه هدفى ميشوريد و خروج ميكنيد ، نگوئيد زيد شوريد ( و ما هم بپيروى از او ميشوريم ) زيرا زيد مردى دانا و راستگو بود و شما را به خود دعوت نميكرد و غرض