رسول خدا ( ص ) رفت تا سه بار اين كار تكرار شد و در هر بار رسول خدا ( ص ) دعا ميكرد تا زمين چهار دست و پاى اسب او را فرو ميبرد و چون بار سوم او را رها ساخت گفت يا محمد اين رمه شتران منست در برابر تو و غلام من همراه آنها است اگر نياز بشتر براى سوارى و يا بشير براى غذا دارى از آنها استفاده كن و اين هم يك تير از تركش من بنشانى بگير و من هم برمىگردم و آنها كه تو را دنبال ميكنند از راه بازمىدارم .
پيغمبر ( ص ) در پاسخ فرمود : ما نيازى بدان چه در دست تو است نداريم .
مژده پيروزى شيعه و شرط آن
379 -
( 1 ) از ابى الجارود از امام باقر ( ع ) فرمود آنچه كه انتظارش را ميبريد نخواهيد ديد ( تا در رياضت و كشتن نفس اماره به آن جا رسيد كه هيچ خودخواهى و خودبينى در وجود شما نماند ) و چون يك دسته بز بىجان باشيد كه شكارچى بهر جاى شما خواهد دست نهد براى خود شرف خاندانى به حساب نياوريد و در كار خود پشتوانهاى در نظر بگيريد كه بدان پشت دهيد .
شرح -
از مجلسى ره - قوله
« ليس لكم شرف ترقونه »
شرف با حركت راء بمعنى علو و مكان عالى است بنا بر اولى مقصود اينست كه براى شما در نظر مردم هيچ اعتبار و آبروئى بجا نماند كه بوسيله آن بتوانيد آزار از خود بگردانيد .
و گويا شرف را به محل بلندى تشبيه كرده كه بوسيله آن از سيول فتن و حوادث احتراز مىتوان كرد و بنا بر دوم مقصود پناهگاه و دژ است - پايان نقل از مجلسى ره .
من گويم چنانچه در ضمن ترجمه اشاره شد مقصود بيان يك حالت اخلاقى و اجتماعى بسيار مترقى است كه قابليت تحمل حكومت عاليه ، قانون درست ، عدالت معنويه اسلام را داشته باشد و آن عبارت از محو هر گونه شخصيت و خودخواهى است و سلب هر گونه دستهبندى و خوددارى در برابر قانون كلى و عمومى عدالت و در حقيقت هر فرد در جامعه حل شده باشد و جز همان صرف قانون پشتيبانى و نگهدارى براى خود درك نكند .