تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
( 1 ) «
قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً
» تا آخر آيه - بگو ( اى محمد ) بهر كه از اسيران در دست شما است اگر خدا در دل شما خيرى بداند ( بشما عوض بهتر از آن فديه‌اى كه از شما گرفته شود عطا كند و هم شما را بيامرزد ) . شرح - از مجلسى ره - قوله تعالى «
قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ
» شيخ طبرسى گفته است همانا نام ابدى آورده زيرا هر كه در بند آن‌ها بوده است در حكم مملوك بوده از نظر تسلط آن‌ها بر وى « از اسيران » يعنى اسيران بدر كه از آن‌ها فديه گرفته شد . «
إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً
» يعنى اگر خدا بداند كه شما در دل داريد مسلمان باشيد و اخلاصمند باشيد و رغبت در ايمان و صحت در نيت داريد .
« يُؤْتِكُمْ خَيْراً »
در عوض خير ميدهد و عوض بهترى بشما عطا مىكند . «
مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ
من الفداء » از آنچه كه از شما فديه گرفته شده است يا هم در دنيا و آخرت و يا همان در آخرت . «
وَ يَغْفِرْ لَكُمْ
ذنوبكم
وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
» و گناهان شما را مىآمرزد و خدا آمرزنده و مهربان است . از عباس بن عبد المطلب روايت شده است كه اين آيه در باره من و يارانم نازل شده ، من 20 وقيه طلا داشتم كه همه را از من گرفتند و خداوند بجاى آن‌ها 20 - بنده به من داده است كه هر كدام پول فراوانى برايم بدست مىآورند و كمترين آن‌ها 20 هزار درهم در مىآورد و خداوند زمزم را هم به من عطا كرده است كه در برابر آن همه اموال مكه را هم نميخواهم و ارزش آن از همه اموال مكه بيشتر است نزد من و من در انتظار مغفرت و آمرزش از جانب خدا هستم . قتاده گويد براى ما گفته‌اند كه چون هشتاد هزار خراج بحرين را براى پيغمبر ( ص ) آوردند وضوء گرفته بود كه نماز ظهر را بخواند ولى در آن روز نماز را نخواند تا همه آن پول را قسمت كرد و بعباس فرمود تا از آن برگيرد و ببخشد او برگرفت و ميگفت اين بهتر است از آنچه كه از ماها گرفته شد و من اميد آمرزش را هم دارم . ابو البخترى - عاص بن هشام بن حارث بن اسد است كه در آن روز امان پيغمبر ( ص ) را نپذيرفت و كشته شد . ضمير « اسروا » بخصوص بنى هاشم برميگردد و ابو البخترى به كلمه احد عطفست زيرا كه او از بنى هاشم نيست و گر چه پيغمبر ( ص ) از قتل او نيز نهى كرد . ابن ابى الحديد از واقدى نقل كرده است كه رسول خدا ( ص ) از كشتن ابو البخترى نهى كرد براى آنكه يك روز پيش از هجرت پيغمبر در مكه سلاح پوشيد براى حمايت از پيغمبر و دفاع از او و اعلام كرد كه هر كه بآزار پيغمبر دست زند من به او شمشير ميزنم و پيغمبر از او قدردانى كرد و روز بدر او را امان داد . ابو داود مازنى گفته روز جنگ بدر من خود را به او رسانيدم و گفتم : اگر تسليم شوى پيغمبر