تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
عباس - يا رسول اللَّه من كه مسلمان بودم ولى مردم مرا به زور مرا در جبهه بدر آوردند . رسول خدا ( ص ) - خداوند به مسلمان بودن تو داناتر است و اگر آنچه ميگوئى درست است راستى خدا به تو عوض مىدهد ولى ظاهر حالت اينست كه با ما در نبرد شدى و اسير گشتى و بايد پول بدهى و آزاد شوى و رسول خدا ( ص ) بيست وقيه طلا كه در جبهه همراه او بود از وى گرفت . عباس - يا رسول اللَّه همين طلا را كه از من گرفتيد در عوض فديه من حساب كنيد . رسول خدا ( ص ) - اين طلاها را كه خدا بما غنيمت داده است . عباس - يا رسول اللَّه من ديگر مالى ندارم . رسول خدا ( ص ) - پس آن طلاها كه وقت بيرون شدن از مكه نزد ام الفضل دختر حرث بطور محرمانه سپردى و جز شما دو كس خبر ندارد كجا است ؟ پس از اينكه آن را بوى سپردى گفتى اگر در اين سفر به من آسيبى رسيد اين اندازه بفضل بده و اين اندازه بعبد اللَّه بده و اين مقدار هم به قسم . عباس - بدان كه تو را براستى مبعوث كرده است يا رسول اللَّه كسى جز من و او از اين راز آگاه نبود و راستى كه من مىدانم تو رسول خدائى . سپس عوض خود و دو برادر زاده و حليف خود پول داد . قوله « و محلوفه » ظاهر اينست كه او بلات و عزى سوگند ياد كرده است و امام نخواسته آن را بر زبان آورد و از آن به كلمه محلوف تعبير كرده است يعنى بدان چه به آن سوگند خورد و در كشاف است كه به كلمه سوگند خورده است . 245 - ( 1 ) از ابن مسكان از أبى بصير از امام باقر و يا از امام صادق ( ع ) در تفسير قول خدا عز و جل ( 19 التوبه ) آيا شما سقايت حاجيان و آباد كردن و تعمير مسجد الحرام را بمانند كردار كسى مىدانيد كه بروز جزاء ايمان دارد ؟ فرمود در باره حمزه و على و جعفر و عباس و شيبه نازل شده كه عباس و شيبه بسقايت و آب دادن بحاجيان افتخار كردند و بر خود باليدند و خدا نازل كرد كه شماها سقايت حاج و عمران مسجد الحرام را چون كردار كسانى دانيد كه به خدا و روز جزاء ايمان دارند ؟ و على و حمزه و جعفر ( ع ) بودند آن كسانى كه ايمان به خدا و روز جزا داشتند و در راه خدا جهاد كردند و اين دو دسته در نزد خداوند همرتبه و برابر نيستند .