تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
243 - ( 1 ) از محمد بن مسلم گويد : به امام باقر ( ع ) گفتم قول خدا عز و جل ( 39 - الانفال ) و بكشيد آنها را تا فتنه نباشد و همه دين از آن خدا باشد - ( يعنى چه ) فرمود هنوز تاويل و عمل به اين آيه نيامده است ، زيرا رسول خدا ( ص ) براى نياز خود و نياز يارانش به آنها مهلت داد و روزى كه بحقيقت تاويل اين آيه برسد و حكم آن اجراء شود ، از آنها پذيرفته نشود ( يعنى ظاهر سازى ) ولى كشته شوند تا بحقيقت خدا عز و جل را يگانه دانند و تا اينكه شركى نماند . شرح - از مجلسى - ره - قوله عز ذكره «
وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ
» طبرسى گفته است اين جمله خطاب پيغمبر و مؤمنان است كه با كفار نبرد كنند « تا آنكه فتنه‌اى نماند » يعنى شرك نباشد - از ابن عباس و حسن و معنايش اينست كه تا كافرى نماند مگر در پناه اسلام و با عهد امان زيرا اگر كافر مستقل بماند و در پناه و تعهد اسلام نباشد عزيز است و ديگران را بدين خود دعوت مىكند و موجب فتنه مىشود و گفته شده است مقصود اينست كه تا مؤمنى مورد فتنه و برگشت از دين نگردد ( چنانچه كفار مكه مؤمنان را آزار مىدادند تا از دين برگردند ) . 244 - ( 2 ) از معاوية بن عمار گويد از امام صادق ( ع ) شنيدم مىفرمود : در تفسير اين آيه ( 70 - الانفال ) أيا پيغمبر بگو باسيرانى كه در دست داريد اگر خدا در دل شما ميل بخير و پذيرش اسلام را بداند بشما عطا كند بهتر از آنچه از شماها گرفته ( بواسطه فداء و عوض آزاد شدن شماها ) و هم شماها را بيامرزد - فرمود در باره عباس و عقيل و نوفل نازل شده است . فرمود رسول خدا ( ص ) در روز جنگ بدر فرمانى صادر كرد كه كسى از بنى هاشم را ( كه در جبهه مشركين هستند ) نكشند و أبو البختري را هم نكشند و اينان اسير شدند و رسول خدا ( ص ) امير - المؤمنين ( ع ) را فرستاد و به او فرمود برو ببين از بنى هاشم چه كسانى در اين جا هستند گويد على ( ع ) بعقيل بن ابى طالب كرم اللَّه وجهه گذر كرد و عقيل به او آواز داد اى پسر مادر عقيل به خدا كه ديدى
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 378 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى