شرح - از مجلسى ره - « قوله
تقبضها مجتمعة
» شايد پرسش از اينست كه جانها را با هم يك جا ميستاند يا جدا جدا زيرا اگر يك جا ستاند بسا كه از يكى غفلت ورزد و بدان متوجه نشود بخلاف آنكه يكى يكى ستاند كه از هيچ كدام بىخبر نماند و بوجه ديگر اگر يك جا به او تسليم شوند ممكنست پس از قبض روح مدتى بگذرد تا به او رسد براى اينكه يك جا شوند و مقدار زيادى وقت به او داده شود و ممكن باشد كه يوسف مرده باشد و هنوز روح او بوى تسليم نشده باشد .
و اين فرشته يا همان عزرائيل است و ارواح را از ياوران خود تسليم مىگيرد و يا ديگريست كه از او تسليم مىگيرد و وجه دوم روشنتر است .
( تفسير يك آيه در ولايت )
239 - ( 1 ) از خالد بن يزيد قمى از يكى از اصحابش از امام صادق ( ع ) در تفسير قول خدا عز و جل ( 71 - المائده ) و پنداشتند كه آزمايشى در كار نيست ( پس كورى و كرى را پيشه كردند سپس خدا از آنها در گذشت و توبه آنها را پذيرفت سپس باز كورى و كرى را در پيش گرفتند ، بسيارى از آنها چنين بودند و خدا بينا است بدان چه ميكردند ) - فرمود : آنگاه كه پيغمبر ميان آنها بود « كورى و كرى را پيشه كردند » هنگامى كه روح پيغمبر خدا ( ص ) قبض شد ( وصيت را نديده گرفتند و سخن او را نشنيده گرفتند ) « سپس خداوند توبه آنها را پذيرفت - آنگاه كه امير المؤمنين ميان آنها قيام كرد ، فرمود « سپس باز هم كور و كر شدند » تا هم اكنون .
شرح - از مجلسى ره - « قوله تعالى
وَ حَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ
» مشهور در ميان مفسران اينست كه اين آيه در بيان حال بنى اسرائيل است يعنى بنى اسرائيل پنداشتند كه بلاء و عذابى ندارند بواسطه كشتن پيغمبران و تكذيب آنان و بنا بر تفسير امام مقصود از فتنه همان است كه پس از رسول خدا ( ص ) پديد شد از غصب خلافت كه از راه حق ولايت كور شدند و سخن حق را نشنيده گرفتند .
( تفسير برخى آيات )
240 - ( 2 ) از ابى عبيده حذاء از امام صادق ( ع ) در تفسير قول خدا عز و جل ( 78 - المائده ) لعنت شدند آن كسانى كه كافر شدند از نژاد بنى اسرائيل بر زبان داود و عيسى ابن مريم ، فرمود خوكها به زبان داود لعن شدند و ميمونها به زبان عيسى بن مريم .