قوله «
وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ
» يعنى در باره خصوص آنچه در دل خود دارند با آنها سخن بگو بلكه دل آنها اصلاح شود يا مقصود اينست كه محرمانه با آنها گفتگو كن بلكه در آنها اثر كند 212 - ( 1 ) از بريد بن معاويه گويد امام باقر ( ع ) خواند اين آيه را ( 59 - النساء ) از خدا فرمان ببريد و از رسول خدا ( ص ) و صاحب الامر خود - و اگر از نزاع در چيزى بترسيد آن را به خدا و رسول برگردانيد و در باره آن به صاحب الامر رجوع كنيد ، سپس فرمود : چگونه فرمان دهد بطاعت آنها و اجازه دهد كه با آنها نزاع و طرفيت شود همانا اين دستور رجوع براى حل اختلاف را به كسانى گفته كه به آنها گفته شده است
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ .
شرح - از مجلسى ره - « قوله
فان خفتم تنازعا
» ظاهر اينست كه به اين تعبير نازل شده باشد و ممكنست مقصود تفيسر آيه باشد و بيان اينكه مقصود از اين جمله نزاع و اختلاف ميان رعيت و اولو الامر نيست چنانچه بيشتر مفسران گفتهاند بلكه اين خطاب متوجه همان مأمورين به اطاعت است كه در جمله سابق آمدهاند و بآنها گفته شده است أطيعوا اللَّه يعنى اگر امرى بر شما مشتبه شد و در معرض نزاع و كشمكش قرار گرفتيد براى اينكه حق مسأله را نمىدانيد به خدا و رسول مراجعه كنيد براى رفع اختلاف و رد به صاحب الامر هم داخلست در مراجعه برسول زيرا اولو الامر علم خود را از رسول دارند و ظاهر بسيارى از اخبار اينست كه كلمه اولو الامر در اين جمله هم بوده و آن را انداختهاند پايان نقل از مجلسى ره .
من گويم ظاهر اين خبر اينست كه در جمله دوم كلمه اولو الامر نبوده ولى از سياق كلام فهميده مىشود و امام از نظر دلالت جمله بر آن بدان استدلال كرده است زيرا صدر جمله اول خطاب بليغى دارد ميفرمايد :
«
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
» أيا كسانى كه گرويديد و اين جمله هم بلفظ خطاب ادا شده است «
فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ
» و بطور مسلم كلمة تنازعتم دنباله همان خطاب اولست خصوص با توجه به كلمه فاء كه براى عطفست و اين جمله را بجاى جمله اول مينشاند و معنى اين مىشود كه أيا كسانى كه گرويديد اگر نزاعى ميان شما رخ دهد به خدا و رسولش مراجعه كنيد و اولو الامر هم به حكم سياق مرجع مىشود نه مراجعهكننده و نكته ديگرى كه مطلب را روشن مىكند اينست كه كلمه أطيعوا در اولو الامر تكرار نشده و اين خود دليل آنست كه مرجعيت اولو الامر وابسته و نماينده مرجعيت برسولست و حكم جدائى نيست و مراجعه برسول همان مراجعه باولو الامر است و ذكر آن در جمله دوم لازم نبوده است .