تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
هلا روز رستاخيز من شما را نبينم كه بمحشر آمده باشيد با بار سنگين و دنيا را بدوش خود بمحشر بياوريد و ديگر مردم كه نسبت به من بيگانه‌اند آخرت را با خود بياورند . هلا كه من ميان خود و شماها و خدا عز و جل رفع عذر شما را كردم و حق تبليغ و خير خواهى را بجا آوردم .

( داستان خواب امام باقر ( ع ) )

206 - ( 1 ) از زراره از امام باقر ( ع ) فرمود : خواب ديدم كه گويا بر سر كوهى هستم و مردم همه از هر سو بدان بالا مىآيند و چون فراوان بر آن برآمدند آن كوه آنها را برداشت و سر به آسمان كشيد و مردم از هر سوى آن فرو مىافتادند تا جز اندكى كسى بر آن نماند ، پنج نوبت چنين كرد و در هر نوبت مردم از آن فرو ميريختند و آن گروه اندك بر آن ميماندند ، هلا كه قيس بن عبد اللَّه بن عجلان در اين گروه بود گويد پس از آن درنگى نكرد جز به اندازه پنج ( جز اينكه دو سال خ ل و همين درست است ) تا آنكه مرد . شرح - از مجلسى ( ره ) - « قوله و جعل الناس يتساقطون عنه » - شايد اشاره بفتنه‌ها باشد كه پس از وى رخ دادند و بسيارى از شيعه در اين ميان برگشتند . قوله « اما ان قيس بن عبد اللَّه بن عجلان » من گويم كه كشى از حمدويه بن نصير از محمد بن عيسى از نصر بمانند اين حديث را روايت كرده است و در ضمن آن است كه ميسر بن عبد العزيز و عبد اللَّه بن عجلان در اين گروه بودند و پس از آن قريب يك سال بيشتر نماند و هلاك شد صلوات اللَّه عليه و قيس در كتب رجال نامبرده نشده است . 207 - ( 2 ) ابو بصير به من باز گفت كه از امام صادق ( ع ) شنيدم ميفرمود : راستى مردى در فاصله چند ميلى شهر مدينه بود و خوابى ديد و به او گفتند نزد امام باقر ( ع ) برو و به او نماز بخوان