( 1 ) نصرانى - من از تو بپرسم يا تو از من ميپرسى ؟
امام ( ع ) - تو از من بپرس .
نصرانى - ( رو به همه حاضران ) اين آقا پر است از مسائل - به من خبر بده از اهل بهشت كه چگونه غذا مىخورند و مدفوعى ندارند ، نمونهاى از آنها در اين دنيا براى من بياور .
امام باقر - اين بچه شكمى است كه در شكم مادرش خوراك دارد و از آنچه در شكم او است مىخورد و مدفوعى هم ندارد .
آن نصرانى گفت مگر نگفتى من از علماى امت اسلام نيستم .
امام ( ع ) من گفتم از جهال آنان نيستم .
نصرانى - اكنون من از تو بپرسم يا تو از من مىپرسى ؟
امام ( ع ) - تو از من بپرس نصرانى - ( رو به همه حاضران ) اى گروه ترسايان به خدا يك مسأله از او بپرسم كه در آن بماند به مانند الاغى كه در گل ميماند .
امام ( ع ) - بپرس نصرانى - به من خبر بده از مردى كه بزن خود در آمد و آن زن در يك ساعت دو قلو آبستن شد و هر دو را در يك ساعت زائيد و هر دو هم در يك ساعت مردند و در يك گور به خاك سپرده شدند ولى يكى از آن دو فرزند يك صد و پنجاه سال عمر كرد و ديگرى پنجاه سال زندگى كرد ، اين دو چه كسانى بودند ؟
امام ( ع ) - عزيز و عزره بودند كه مادرشان بهما نوضع كه گفتى بدانها آبستن شد و آنها را
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٣٤