( 1 ) نافع - راست فرمودى : يا ابن رسول اللَّه ، از قول خدا عز و جل به من خبر بده ( 48 - ابراهيم ) روزى كه زمين به زمين ديگرى بدل شود و هم آسمانها - بفرمائيد كدام زمين آن روز عوض مىشود .
امام ( ع ) - زمينى كه نانى پاى بر جا باشد و از آن بخورند تا خدا عز و جل از حساب خلائق فارغ شود .
نافع - در آن روز اهل محشر توجهى به خوردن نتوانند ( از بس رنج و گرفتارى دارند ) امام ( ع ) - آن روز مشغولتر و گرفتارترند يا وقتى در دوزخند ؟
نافع - بلكه وقتى در دوزخند .
امام ( ع ) - گرفتارى دوزخ آنها را از خوردن باز ندارد ، زيرا خوراك خواهند و به آنها زقوم دهند و نوشابه خواهند و به آنها آب داغ حميم دهند .
نافع - يا ابن رسول اللَّه درست فرمودى و تنها يك پرسش بجا مانده است .
امام ( ع ) - آن يك پرسش چيست ؟
نافع - به من بگو خداوند تبارك و تعالى از چه زمانى بوده است ؟
امام ( ع ) - واى بر تو از چه زمانى نبوده است تا من به تو خبر دهم كه از چه زمانى بوده است ؟ - منزه باد آنكه پيوسته بوده و پيوسته خواهد بود يگانه است بىنياز است ، همسرى و فرزندى نگرفته است ، سپس فرمود اى نافع تو به من از آنچه پر سمت خبر ده .
نافع - آن پرسش شما چيست ؟
امام ( ع ) - در باره اصحاب نهروان كه بر على ( ع ) شوريدند چه گوئى ؟ اگر گوئى كه أمير المؤمنين ( ع ) آنها را به حق كشته است از عقيده خود برگشتى ( چون نافع با خوارج هم عقيده بوده است ) و اگر بگوئى بناحق آنها را كشته محققا كافر شدى ، نافع در برابر اين پرسش پشت كرد و گريخت و مىگفت : به خدا تو بر راستى و درستى اعلم مردمى و نزد هشام آمد .
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٣١